یعنی چه
محالات جمع واژهٔ «محال» است و به چیزها یا اموری اشاره دارد که امکان وقوع، وجود یا تحقق آنها وجود ندارد و عقل آنها را نمیپذیرد. در ادبیات فارسی، این کلمه گاه به کنایه برای اشاره به سخنان واهی، بیهوده و یاوهگویی نیز به کار میرود.
تلفظ
این واژه به صورت مَحالات (با فتحه روی حرف میم) تلفظ میشود. ریشه آن عربی است و در فارسی به عنوان اسم جمع مؤنث سالم کاربرد دارد.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، کلمهٔ محالات به عنوان پاسخ برای راهنماهایی مثل «غیرممکنها» یا «ناشدنیها» کاربرد دارد و کلمهای ۶ حرفی است.
به انگلیسی
برای رساندن مفهوم محالات در زبان انگلیسی، بسته به سیاق متن از واژههای فوق استفاده میشود.
به عربی
در زبان عربی نیز همین کلمه با التعریف یا واژههای هممعنی مانند الممتنعات به کار میرود.
به فارسی
معادلهای فارسی و واژگان جایگزین برای محالات شامل غیرممکنها، ممتنعات، ناشدنیها و امور واهی است. متضادهای آن نیز ممکنات، واجبات و شدنیها هستند.
در قرآن
خود کلمه «محالات» به صورت جمع در قرآن نیست. اما شکل مفرد آن یعنی «مِحال» (با کسر میم) یکبار در آیه ۱۳ سوره رعد (...وَهُوهُ شَدِيدُ الْمِحَالِ) به معنی کیفر سخت و تدبیر آمده است. همچنین در مباحث کلامی و تفسیری، مفسران به «محالات عقلی» در پیوند با قدرت الهی اشاره کردهاند.
جمعبندی و توضیح کامل محالات
واژه محالات جمع کلمه محال و دارای ریشه عربی است که وارد زبان فارسی شده است. این کلمه در درجه اول به امور، پدیدهها یا فرضهایی اشاره دارد که از نظر عقلی یا منطقی امکان رخ دادن ندارند و کاملاً ناشدنی هستند؛ مانند اجتماع نقیضین که در فلسفه از محالات ذاتی به شمار میرود.
علاوه بر کاربرد فلسفی و منطقی، محالات در ادبیات فارسی و گفتگوهای روزمره بار کنایی نیز به خود میگیرد. در این کاربرد، وقتی کسی به گفتن سخنان بیاساس، خرافات یا ادعاهای بیسروته میپردازد، اصطلاحاً گفته میشود که او «محالات» میبافد یا میگوید.
در حوزه مذهب و تفسیر قرآن نیز، هرچند خود این شکل جمع در متن کتاب مقدس نیامده است، اما ریشه مفرد آن کاربرد دارد و در مباحث کلامی مفسران، برای توضیح مرزهای قدرت الهی و عدم تعلق آن به امور ذاتاً ممتنع (مانند وجود شریک برای خدا)، به طور گسترده از مفهوم محالات عقلی استفاده میشود.