یعنی چه
در بیان لغوی به هر جانداری گفته میشود که مورد گزش مار قرار گرفته باشد. اما در مفهوم کنایی و مَثَلها، به فردی اشاره دارد که آسیب و صدمهٔ سختی را در گذشته تجربه کرده و اکنون به دلیل همان سابقهٔ تلخ، از موارد مشابه یا حتی بیخطر، دچار ترس، بدگمانی و وسواس شدید در عاقبتاندیشی شده است.
تلفظ
این واژه از دو بخش «مار» (با سکون ر) و «گزیده» (با فتح گاف و زای مکسور) تلفظ میشود.
در جدول
در جدولهای متقاطع کلماتی نظیر مارگزیده (۸ حرف)، مارزده (۶ حرف) یا واژگان عربی ملدوغ و لدیغ به عنوان پاسخ کاربرد دارند.
به انگلیسی
برای بیان حالت لغوی از واژهٔ Snakebitten استفاده میشود. اما در مفهوم کنایهای و ضربالمثلی، انگلیسیزبانان از اصطلاح «کودک سوخته از آتش میترسد» برای رساندن این معنا استفاده میکنند.
به فارسی
واژههای مترادف آن شامل مارزده و کلمات عاریتی عربی مانند لدیغ و ملدوغ است. از نظر ساختاری واژهای کاملاً ایرانی و پارسی است که از ترکیب «مار» (پهلوی: mār) و بن ماضی «گزیدن» (پهلوی: gazīdan) ساخته شده و با کلماتی چون گزش، گزیده، گزنده و مارگیر همریشه است.
نماد چیست
در فرهنگ عامه، ادبیات شرقی و ضربالمثلهای ایرانی، مارگزیده نماد بارز «ترسِ ناخودآگاه از تجربههای تلخ گذشته» و «احتیاط بیش از حد» است که در مَثَل معروف «مارگزیده از ریسمان سیاه و سفید میترسد» به اوج تجلی خود میرسد.
جمعبندی و توضیح کامل مارگزیده
واژهٔ «مارگزیده» از جمله کلمات اصیل زبان فارسی است که ریشه در دوران پهلوی دارد و از ترکیب مادی دو جزء «مار» و «گزیدن» پدید آمده است. اگرچه معنی اولیه و سطحی آن به معنای آسیبدیدن جسمی از نیش مار است، اما شهرت و کاربرد عمدهٔ آن در زبان فارسی به واسطهٔ بار کنایی و ادبی آن است.
این کلمه در فرهنگ ما جایگاهی نمادین دارد و نمایانگر روانشناسی فردی است که به دلیل چشیدن مرارت و گزند در گذشته، چنان دچار محافظهکاری و ترس افراطی میشود که حتی از دیدن نشانههای واهی و بیخطر (مانند ریسمان) نیز هراسان میگردد. نظیر این مفهوم روانشناختی در فرهنگهای دیگر جهان مانند انگلیسی و ترکی نیز با عناصر بومی همان فرهنگها (مثل ترس از آتش یا فوت کردن ماست) بازآفرینی شده است.