یعنی چه
در اصطلاح اصولی و حقوقی، «تمسک به اطلاق» یا اصالة الاطلاق به این معنا است که اگر گوینده یا قانونگذار کلامی را بدون قید و شرط بیان کند و ما شک کنیم که آیا منظور او حالت خاصی بوده یا همه حالات، به رها و بدونقید بودن کلام او استناد میکنیم تا ثابت کنیم کلام شامل همه موارد میشود. این قاعده بر اساس شرایطی به نام «مقدمات حکمت» جاری میشود.
تلفظ
تلفظ صحیح این عبارت به صورت «تَمَسُّک بـِ اِطلاق» است که از دو واژه عربی با ساختار فقهی تشکیل شده است.
در جدول
پاسخ دقیق برای این اصطلاح در جدول، خود عبارت «تمسک به اطلاق» است که دقیقاً ۱۱ حرف دارد.
به انگلیسی
در متون حقوق اسلامی و اصولی، برای برگردان این مفهوم از اصطلاحاتی استفاده میشود که رساننده استناد به رهایی کلام است.
به عربی
ریشه اصلی این اصطلاح عربی است و در فقه و اصول به همین صورت به کار میرود.
به فارسی
معادل فارسی دقیق این اصطلاح تخصصی، «استناد به رهایی و بدونقید بودن کلام» یا «اصلِ مطلق دانستن سخن» است. ریشه آن از مَسکَ (چنگ زدن) و طَلَقَ (رها کردن) گرفته شده است و واژگان متمسک، مطلق، تقیید و مقید با آن همخانواده هستند.
در قرآن
فقها در آیات متعددی به این اصل استناد کردهاند؛ مثلاً در آیه ۲۷۵ سوره بقره «أَحَلَّ اللَّهُ الْبَیْعَ»، کلمه البیع مطلق است و شامل هر نوع خریدوفروشی میشود. همچنین در آیه ۱ سوره مائده «أَوْفُوا بِالْعُقُودِ»، کلمه العقود مطلق است و تمام قراردادهای جدید مانند بیمه و قراردادهای اینترنتی را نیز به دلیل عدم وجود قید، صحیح و واجبالوفا میداند.
جمعبندی و توضیح کامل تمسک به اطلاق
عبارت «تمسک به اطلاق» یکی از کلیدیترین ابزارهای استنباط در علم اصول فقه و حقوق اسلامی است. این اصطلاح از دو بخش «تمسک» به معنی چنگ زدن و استناد، و «اطلاق» به معنی رهایی و عدم تقید تشکیل شده است. در عمل، هرگاه قانونگذار یا گویندهای حکمی را بدون ذکر شرط یا قید خاصی صادر کند و مخاطب شک کند که آیا این حکم محدود به شرایط خاصی است یا خیر، با تمسک به اطلاقِ کلام، حکم را شامل تمام حالات و افراد میداند.
برای جریان یافتن این اصل، فقها سیستمی منطقی به نام «مقدمات حکمت» را بررسی میکنند تا مطمئن شوند گوینده در مقام بیان بوده و قیدی نیاورده است. نمونه بارز این قاعده در قرآن کریم، آیاتی همچون «أَوْفُوا بِالْعُقُودِ» است که به برکت مطلق بودن کلمه عقود، قراردادهای مستحدثه و مدرن امروزی نیز مشمول وجوب وفا میشوند. مترادفهای اصلی آن اصالة الاطلاق و متضاد آن تمسک به تقیید است.