معنی
واژهٔ «چشمنوا» در فرهنگهای لغات معتبر به صورت مستقل ثبت نشده است و به احتمال بسیار زیاد، شکل کوتاهشده، شاعرانه یا اشتباه نوشتاری واژهٔ «چشمنواز» است. این کلمه به معنای چیزی است که چشم را نوازش میدهد و دیدنش دلفریب و قشنگ است.
یعنی چه
این اصطلاح از ترکیب دو جزء «چشم» (عضو بینایی) و «نوا» (که در اینجا مخفف نوازش یا بن مضارع نواختن است) ساخته شده و اشاره به ویژگی هر پدیده، شخص یا منظرهای دارد که جذابیت بصری بالایی دارد و تماشای آن حس لطیف و مثبتی ایجاد میکند.
مترادف
این کلمات همگی بر مفهوم جذابیت بصری، قشنگی و دلنشین بودن یک مظهر یا دیدنی دلالت دارند.
متضاد
واژههایی که بر عدم هماهنگی، ناپسند بودن دیداری و ایجاد حس ناخوشایند در بیننده دلالت میکنند.
هم خانواده
ریشهٔ این واژه از ترکیب اسم «چشم» و بن مضارع فعل «نواختن» (نواز/نوا) شکل گرفته است و واژگان همریشه با این دو جزء را شامل میشود.
جمله سازی
در جدول
در مسابقات جدول کلمات متقاطع، ترکیب «چشم نوا» دقیقاً یک پاسخ ۶ حرفی است که معمولاً در پاسخ به راهنماهایی با مضمون «زیبا و دلنشین برای دیدن» یا شکل مخفف صفت زیبایی بصری آورده میشود.
به انگلیسی
این عبارات انگلیسی دقیقترین معادلها برای توصیف مناظر یا پدیدههایی هستند که زیبایی بصری برجستهای دارند.
به عربی
در زبان عربی برای توصیف زیباییهایی که چشم از دیدن آنها لذت میبرد، از این صفات استفاده میشود.
در قرآن
خود واژهٔ «چشمنوا» یا «چشمنواز» به دلیل ریشهٔ اصیل فارسی در قرآن کریم وجود ندارد؛ اما از نظر مفهومی، عباراتی نظیر «قُرَّةَ أَعْيُنٍ» (مایهٔ روشنی و خوشایندی چشمها) در آیه ۷۴ سوره فرقان و عبارت «تَلَذُّ الْأَعْيُنُ» (آنچه چشمها از آن لذت میبرند) در آیه ۷۱ سوره زخرف، نزدیکترین تعابیر به این واژه هستند.
نماد چیست
در هنر، ادبیات و زیباشناسی، واژهٔ چشمنوا نمادی از هماهنگی کامل عناصر، پاکی و جلوهٔ جمال الهی در طبیعت است. مظاهری مانند پرهای طاووس، دشتهای سرسبز بکر، معماریهای متقارن سنتی و خط شکسته نستعلیق معمولاً به عنوان نمادهای عینی چشمنوازی شناخته میشوند.
جمعبندی و توضیح کامل چشم نوا
عبارت «چشم نوا» در زبان فارسی معیار و فرهنگهای لغت بزرگ مانند دهخدا و معین به عنوان یک مدخل مستقل و رسمی ثبت نشده است. با این حال، تحلیل ساختاری و معنایی آن نشان میدهد که این ترکیب یا به عنوان یک تعبیر شاعرانه و مخفف از واژهٔ مشهور «چشمنواز» به کار میرود یا ناشی از یک اشتباه متداول املایی و نگارشی در نوشتن این صفت فاعلی مرکب مرخم است.
در صورتی که منظور همان واژهٔ اصیل و زیبای «چشمنواز» باشد، این کلمه از ترکیب اسم «چشم» و بن مضارع فعل «نواختن» (به معنی نوازش کردن و لطافت بخشیدن) ساخته شده است. این واژه در ادبیات فارسی برای توصیف هر پدیده، انسان، منظر طبیعی یا اثر هنری استفاده میشود که تماشای آن مایه مسرت، بهجتِ خاطر و آرامش قوه بینایی انسان گردد و هارمونی عمیقی را به نمایش بگذارد.
در کاربردهای عمومی و مسابقات سرگرمی نظیر جدول کلمات متقاطع، «چشم نوا» به عنوان یک ترکیب ۶ حرفی شناخته میشود که معنای زیبایی، خوشمنظری و جذابیت دیداری را افاده میکند و معادلهای گوناگونی در زبانهای انگلیسی و عربی برای انتقال این حس لطیف بصری وجود دارد.