یعنی چه
علم بسیط در فلسفه و عرفان اسلامی به معنای ادراک و دانشی است که در ذهن یا ناخودآگاه انسان وجود دارد، اما شخص در آن لحظه به تفکر درباره خودِ این دانش نمیپردازد؛ مانند حقایق فطری یا بدیهیات علمی که به آنها توجه زنده نداریم.
تلفظ
این ترکیب وصفی به صورت [عِلمِ بَسیط] تلفظ میشود.
در جدول
پاسخ این عبارت در جدول، خود کلمه «علم بسیط» با ۷ حرف (بدون احتساب فاصله) است. همچنین ممکن است با عنوان علم اجمالی نیز مطرح شود.
به انگلیسی
در متون فلسفی غرب، برای معادلسازی این اصطلاح از تعابیری همچون دانش ساده یا دانش ضمنی و غیرصریح استفاده میشود.
به عربی
این واژه ریشه در زبان عربی دارد و در متون حکمت و فلسفه اسلامی به همین صورت به کار میرود.
به فارسی
معادلهای روان فارسی آن شامل دانش بدون ترکیب، شعور اجمالی، دانستن ناخودآگاه و یادگیری فطری است.
در قرآن
خودِ عبارت «علم بسیط» به صورت لفظی در متن قرآن نیامده است؛ اما مفسران و فلاسفه آیاتی را که به تسبیح ذرات جهان و شعور پنهان موجودات اشاره دارند (مانند آیه ۴۴ سوره اسراء)، نمونهای از جریان این علم و شعور بسیط در کل عالم هستی میدانند.
جمعبندی و توضیح کامل علم بسیط
اصطلاح «علم بسیط» یکی از مفاهیم کلیدی و ژرف در حوزه فلسفه ذهن و عرفان اسلامی، بهویژه در حکمت متعالیه ملاصدرا و فلسفه ابنسینا است. این واژه به علمی اشاره دارد که در جان و ضمیر انسان ریشه دارد، اما شخص تفکر ثانویه یا آگاهی همزمان نسبت به دانستن خود ندارد؛ به زبان سادهتر، فرد موضوعی را میداند ولی در آن لحظه به این فکر نمیکند که «من این را میدانم».
تفاوت بنیادین این مفهوم در مقابل «علم مرکب» شکل میگیرد. در علم مرکب، انسان علاوه بر دانستن یک حقیقت، به دانستن خود نیز آگاه است و به آن توجه دارد. فلاسفه معتقدند بسیاری از ادراکات فطری، بدیهیات عقلی و معلومات موجود در اعماق روان آدمی در وهله نخست از جنس علم بسیط هستند و تنها با التفات و توجه ذهنی به علم مرکب تبدیل میشوند.
در نگاه عرفانی و حکمی، علم بسیط مرتبه والایی از آگاهی یکپارچه نیز به شمار میرود؛ به طوری که علم باریتعالی به مخلوقات و یا علم عقل اول به حقایق عالم، علمی اجمالی در عین کشف تفصیلی است که در نهایتِ بساطت و بدون تکثر و اجزا، واجد همه حقایق هستی است.