یعنی چه
عبارت «به طرب آوردن» به معنای مایهٔ خوشی و شادمانی کسی شدن است؛ به طوری که فرد از شدت سرور یا شنیدن موسیقیِ دلنشین و خبر خوش، به وجد و نشاط بیاید و حالت سبکبالی پیدا کند.
تلفظ
تلفظ صحیح این ترکیب فعلی به صورت «بِ طَ رَ آ وَ رْ دَ نْ» (be tarab āvardan) است که از اصول آوایی زبان فارسی پیروی میکند.
در جدول
در حل جدولهای متقاطع، برای راهنمای «به طرب آوردن»، کلمهٔ ۹ حرفی «بطرب اوردن» (بدون فاصله و همزه) به عنوان پاسخ دقیق و استاندارد پذیرفته میشود.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی برای رساندن مفهوم به طرب آوردن و شادمان کردن عمیق، از افعالی مانند to exhilarate یا عبارات فعلی نظیر to cheer up و to make joyful استفاده میشود.
به عربی
معادلهای عربی این عبارت شامل افعال «أطْرَبَ»، «بَهَجَ» و «أفرَحَ» هستند که مصادر آنها به ترتیب إطراب، ابتهاج و إفراح است.
به فارسی
مترادفهای اصیل و رایج فارسی این واژه عبارتند از: شاد کردن، مسرور ساختن، به نشاط آوردن و به اهتزاز درآوردن روح و جان. متضاد آن نیز مغموم کردن و محزون ساختن است.
نماد چیست
در ادبیات عرفانی ایران، به طرب آمدن یا آوردن نمادی از وجدِ سماع، رهایی از بند تعلقات دنیوی و اشتیاق وصفناپذیر برای وصال الهی است. در میان ابزارها، سازهایی چون «چنگ» و «دف» نمادهای حسی آن هستند.
جمعبندی و توضیح کامل بطرب اوردن
عبارت «به طرب آوردن» یکی از ترکیبات فعلی زیبای زبان فارسی است که از ترکیب واژهٔ عربی «طرب» (به معنی سبک شدن نفس از شدت شادی یا اندوه) و فعل فارسی «آوردن» ساخته شده است. این اصطلاح در مکالمات و ادبیات فارسی بار معنایی بسیار مثبتی دارد و فراتر از یک خوشحالی ساده، به حالت وجد، نشاط عمیق قلبی و دگرگونی روحی اشاره میکند که میتواند حاصل از شنیدن موسیقی خوش یا دریافت خبری مسرتبخش باشد.
در فرهنگ عرفانی و ادبی ایران، طرب مفهوم والاتری به خود میگیرد؛ به طوری که صوفیان و شاعران بزرگ آن را نمادی از رهایی از خودپرستی، پاک شدن روح و آمادگی برای سماع و وصال معشوق حقیقی میدانند. سازهای اصیل نظیر چنگ و دف نیز همواره در ادبیات به عنوان محرکهای حسی برای به طرب آوردن سالکان تصویر شدهاند.