یعنی چه
مسموع گردیدن یک مصدر مرکب در زبان فارسی است که به معنای شنیده شدن و به گوش آمدن مادی صدا، و همچنین در مفهوم انتزاعی و حقوقی به معنای مورد قبول واقع شدن، استماع شدن و پذیرفته شدن ادعا، عذر یا شکایت در دادگاه یا محافل رسمی به کار میرود.
تلفظ
تلفظ دقیق این عبارت به صورت «مَسموع گَردیدَن» (masmoo' gardidan) است که واژه اول آن دارای سکون بر روی حرف سین و عطف به همزه قطعی در پایان است.
در جدول
در حل جدول کلمات متقاطع، برای راهنمای «شنیده شدن یا پذیرفته شدن» واژه ۱۱ حرفی «مسموع گردیدن» به عنوان پاسخ دقیق و استاندارد شناخته میشود.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی با توجه به بافت متن، عبارات To be heard یا To be audible برای جنبه شنیداری و عبارت To be accepted یا To be admissible برای جنبههای حقوقی و قانونی معادل مسموع گردیدن هستند.
به فارسی
برگردانها و برابرهای اصیل فارسی این عبارت شامل «شنیده شدن»، «به گوش آمدن»، «مقبول واقع شدن» و «پذیرفته شدن» است. واژه مسموع از ریشه عربی «س م ع» وارد فارسی شده و با فعل گردیدن ترکیب شده است.
نماد چیست
از نظر حسی، این عبارت با عضو «گوش» پیوند دارد. از دیدگاه مفهومی و استعاری، مسموع گردیدن کنایه و نمادی از فرمانبرداری، طاعت، نفوذ کلام و پذیرش سخن است؛ همانطور که صفت «مسموعالکلمه» برای فرد نافذالکلام به کار میرود.
جمعبندی و توضیح کامل مسموع گردیدن
عبارت «مسموع گردیدن» یک مصدر مرکب و از واژگان رسمی و قانونمحور زبان فارسی است که ریشه در واژه عربی مسموع (اسم مفعول از سمع) دارد. این کلمه در دو لایه معنایی کاربرد دارد؛ در لایه نخست و مادی خود به معنای شنیده شدن هرگونه صوت و صداست، اما در لایه دوم که کاربرد فراوانی در فقه و حقوق دارد، به معنای قابلیت استماع داشتن و مورد پذیرش قرار گرفتن یک ادعا یا دلیل در پیشگاه دادگاه است.
اگر در یک متن حقوقی گفته شود «عذرخواهی یا اعتراض او مسموع گردید»، به این معنا نیست که صرفاً صدای او را شنیدند، بلکه دلالت بر این دارد که استدلال وی از نظر قانونی موجه و قابل قبول تشخیص داده شده است. متضاد این واژه «نامسموع بودن» یا غیرقابل استماع بودن است که نشاندهنده رد شدن یک ادعا میباشد.