یعنی چه
واژهٔ مرکب «نکو آمدن» (یا نیکو آمدن) به معنای آن است که چیزی یا کاری در نظر کسی خوب، زیبا، شایسته و دلپذیر جلوه کند؛ به طوری که مورد پسند و قبول طبع او قرار گیرد و از آن خوشش بیاید.
تلفظ
این ترکیب فعلی به صورت [نَ کُ / کو آ مَ دَ] تلفظ میشود. در گویشهای ادبی و کهنتر، خوانش آن به صورت «نِکو آمدن» نیز کاملاً رایج است.
در جدول
در پاسخ به سؤالات جدول کلمات متقاطع برای مفهوم «خوش آمدن یا پسندیده بودن»، واژهٔ ۷ حرفی «نکو امدن» به عنوان یک پاسخ دقیق و اصیل شناخته میشود.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی برای رساندن مفهوم نکو آمدن و پسندیده واقع شدن، عمدتاً از افعالی استفاده میشود که به حس رضایت و جذابیت ظاهری یا باطنی اشاره دارند.
به عربی
در فرهنگهای عربی به فارسی (مانند لغتنامه دهخدا)، فعل «رَاقَ» دقیقاً معادل نیکو آمدن و ملایمِ طبع بودن ذکر شده است؛ همچنین افعالی مانند «أعجب» نیز این معنا را میرسانند.
نماد چیست
عبارت «نکو آمدن» یک فعل مرکب مفهومی و انتزاعی در زبان و ادبیات فارسی است. به همین دلیل، شیء مادی، نشانهشناختی یا نماد نمادین خاصی در فرهنگها برای آن تعریف نشده است و صرفاً بیانگر یک حالت روانی و زیباشناختی است.
جمعبندی و توضیح کامل نکو امدن
واژهٔ مرکب و اصیل «نکو آمدن» که شکل دگرگونشده و روانتر «نیکو آمدن» است، ریشه در زبان پارسی میانه (پهلوی) دارد. این عبارت در ادبیات کلاسیک و زبان گفتاری فارسی به معنای خوش آمدن، پسندیده واقع شدن و مطبوع طبع قرار گرفتن به کار میرود. هرگاه رفتار، سخن یا پدیدهای در نظر فردی شایسته و درخور جلوه کند، اصطلاحاً میگویند آن امر در چشم او نکو آمده است.
این واژه در اشعار شاعران بزرگ از جمله سنایی غزنوی نیز کاربرد داشته و نمونهای از ظرافتهای ساختاری افعال مرکب در زبان فارسی است. از نظر معنایی، متضاد آن کلماتی چون «بد آمدن» یا «کراهت داشتن» است و در زبانهای دیگر مانند عربی با افعالی نظیر «راقَ» و «استحسن» همپوشانی معنایی دقیقی دارد.