یعنی چه
واژه منفطم در لغت به معنای کسی یا کودکی است که دوران شیرخواری او به پایان رسیده و از شیر گرفته شده است. در کاربردهای وسیعتر و انتزاعی، این کلمه به هر شخص یا امر بازایستاده، منصرفشده و منقطعشده از یک جریان، عادت یا رابطه اشاره دارد که به سرانجام و نقطه جدایی رسیده است.
تلفظ
این واژه به صورت مُنْفَطِم (ضم میم، سكون نون، فتح فاء، كسر طاء) تلفظ میشود و یک صفت فاعلی عربی از باب انفعال است.
در جدول
در کلمات متقاطع، در پاسخ به راهنماهایی همچون «از شیر گرفته شده» یا «کودک بازایستاده از شیر»، واژه ۵ حرفی «منفطم» مورد نظر است.
به انگلیسی
برای انتقال مفهوم مادی آن (قطع شیرخوارگی) از واژه Weaned و برای مفاهیم انتزاعی و معنوی آن از واژگانی چون Detached استفاده میشود.
به عربی
این واژه خود ریشه عربی دارد و در زبان مبدأ هممعنی با منقطع و منصرف به کار میرود.
به فارسی
معادلهای دقیق و روان فارسی این کلمه شامل «ازشیرگرفته» برای جانداران، و واژههای «بازایستاده»، «روبرگردانده»، «منصرف» و «گسسته» برای مفاهیم عام هستند.
جمعبندی و توضیح کامل منفطم
واژه «منفطم» یک صفت فاعلی با ریشه عربی (فطم) است که در متون کهن و ادبی زبان فارسی به کار رفته است. معنای اصلی و اولیه این کلمه، قطع شدن دوران شیرخواری کودک یا نوزاد حیوان و جدا شدن او از شیر مادر است؛ اما در کاربردهای مجازی و ثانویه، به هر فرد یا امری که از یک عادت، روند، کار یا رابطه دست کشیده و منقطع شده باشد، منفطم میگویند.
این واژه از باب انفعال ساخته شده و همخانواده کلماتی چون فاطمه، فطام و انفطام است. توجه به این نکته ضروری است که این کلمه در قرآن کریم نیامده و نباید آن را با واژه قرآنی «منفطر» (به معنی شکافته شده) که از ریشهای متفاوت است، اشتباه گرفت. در کاربردهای حل جدول نیز این کلمه به عنوان یک پاسخ دقیق پنجحرفی برای مفهوم از شیر گرفتن شناخته میشود.