معنی
در لغت به معنی گوشت لاغر، نزار و بیکیفیت است و در مفهوم کنایی و اصطلاحی به مطالب، سخنان یا چیزهای بیمایه، نااستوار و فاقد محتوای ارزشمند اطلاق میشود.
یعنی چه
عبارت «غث» زمانی به کار میرود که بخواهند سستی، تباهی، رکاکت یا کمارزش بودن یک کلام، نوشته، هنر یا کالا را نشان دهند؛ یعنی چیزی که هیچ عمق، مایه و اصالتی ندارد.
مترادف
واژههایی که مفهوم لاغری جسمانی یا کمارزشی، تباهی و بیمایگی معنوی و کلامی را میرسانند.
متضاد
کلماتی که بر فربگی، پرگوشت بودن یا غنا، ارزش، استحکام و پرمحتوا بودن دلالت دارند.
هم خانواده
واژههای مشتقشده از ریشه ثلاثی عربی «غ ث ث» که مفاهیمی چون چرک زخم یا خاشاک روی سیلاب را نیز در بر میگیرند.
ریشه
این واژه ریشه در زبان عربی دارد و از ماده «غ ث ث» مشتق شده است. در اصل به معنای لاغری دام یا روان شدن چرک از زخم بوده و پس از ورود به ادبیات فارسی، کاربرد کنایی و زیبایی در تفکیک کلام خوب و بد پیدا کرده است.
جمله سازی
در جدول
در جدولهای متقاطع، پاسخ به راهنماهایی همچون «لاغر و کمگوشت»، «سخن سست و بیارزش» یا «کنایه از چیز بیمایه»، کلمه دو حرفی «غث» است.
جمعبندی و توضیح کامل غث
واژه «غث» یکی از وامواژههای اصیل عربی در زبان فارسی است که در لغتنامههای معتبری چون دهخدا، معین و عمید به معنای لاغر، کمگوشت و بیکیفیت ثبت شده است. این کلمه در گذر زمان، کاربردی کنایی و بسیار رسا در ادبیات فارسی پیدا کرده و اصطلاحاً به سخنان سست، بیمحتوا، فاسد و نااستوار اطلاق میشود.
نمود بارز و مشهور این کلمه در ترکیب کنایی «غث و سمین» دیده میشود که به معنای «خوب و بد» یا «سره و ناسره» به کار میرود. این اصطلاح نمادی از غربالگری، نقد علمی و تشخیص بخشهای ارزشمند و فربه از بخشهای بیارزش و ضعیف در یک اثر، سخن یا مجموعه است.
اگرچه خود واژه «غث» به صورت مستقیم در قرآن کریم نیامده است، اما همریشه آن یعنی «غُثاء» به معنی خاشاک و گیاهان خشکیده بر روی سیلاب، دوبار در آیات الهی برای توصیف بیارزشی، پوچی و نابودی قوم ستمکار به کار رفته که پیوند معنایی عمیقی با ریشه این لغت دارد.