یعنی چه
واژهٔ «خار خوار» در لغتنامههای کلاسیک به عنوان یک ترکیب واحد ثبت نشده است. با این حال، از ترکیب دو جزء تشکیل میشود: «خار» به معنی تیغ گیاه و «خوار» به معنی پست و حقیر، یا به عنوان پسوند فاعلی از مصدر خوردن. در اصطلاح زیستشناسی، این ترکیب میتواند به جانورانی اطلاق شود که از گیاهان خاردار بیابانی تغذیه میکنند.
تلفظ
هر دو کلمه در زبان فارسی امروزی همآوا هستند اما املای متفاوتی دارند. جزء اول با حرف «الف» مکتوب و تلفظ میشود و جزء دوم دارای «واو معدوله» است که نوشته شده ولی خوانده نمیشود.
در جدول
در طراحهای جداول کلمات متقاطع، عبارت «خار خوار» دقیقاً دارای ۷ حرف است. توجه شود که واژه مشابه «خارخار» (بدون واو) به معنی دغدغه و اندیشه است.
به انگلیسی
برای مفهوم جانورشناسی عبارت Thorn-eater استفاده میشود. در مفاهیم مجزا، خار به Thorn و خوار به Despicable یا Abject ترجمه میگردد.
به عربی
در زبان عربی، کلمه «شوک» به معنی خار و واژگان «ذلیل» و «حقیر» معادل خوار فارسی هستند. همچنین واژه همشکل عربی «خُوار» (با ضمه) به معنی صدای گاو است که در قرآن نیز آمده است.
نماد چیست
در ادبیات عرفانی و پارسی، «خار» همواره نماد رنج، مایهٔ آزار، مانع راه و نقطهٔ مقابل گل (لطافت) است. واژهٔ «خوار» نیز نماد ذلت، شکست، افتادگی و سرنوشت شوم افراد متکبر در متون کهن به شمار میرود.
جمعبندی و توضیح کامل خار خوار
عبارت «خار خوار» یک ترکیب ابداعی یا تخصصی در زبان فارسی است که از دو واژه با ریشه اصیل پارسی باستان تشکیل شده است. جزء اول یعنی «خار» (xār) اشاره به تیغ گیاهان دارد و جزء دوم یعنی «خوار» (xwār) میتواند به معنای پست و حقیر یا به عنوان پسوند مشتق از خوردن باشد. در کاربرد زیستشناختی، این اصطلاح برای توصیف جاندارانی به کار میرود که از پوششهای گیاهی سخت و خاردار تغذیه میکنند.
از سوی دیگر، نباید این ترکیب را با واژه «خارخار» اشتباه گرفت که در لغتنامه دهخدا به معنی خلجان خاطر، وسوسه دل و اندیشه آمده است. همچنین در زبان عربی واژهای همشکل با تلفظ «خُوار» وجود دارد که به معنی صدای گوساله است و در آیات قرآنی مربوط به گوساله سامری کاربرد دارد. در طراحی جدول، این واژه یک عبارت ۷ حرفی دقیق محسوب میشود.