معنی
جهان در زبان فارسی به معنای کل هستی، گیتی، عالم و کیهان است که تمام آفریدهها، زمین و آسمانها را در بر میگیرد. این واژه گاهی به صورت مجازی برای اشاره به مردم دنیا یا زندگی دنیوی نیز به کار میرود. همچنین در ساختار دستوری دیگر، میتواند صفت فاعلی از مصدر جستن به معنی جهنده باشد.
یعنی چه
عبارت جهان به زبان ساده یعنی کل عالم هستی و کائنات؛ هر آنچه که وجود دارد و ما را احاطه کرده است، از کهکشانها گرفته تا کره زمین و موجودات درون آن.
مترادف
واژههایی که با جهان هممعنی هستند و میتوانند به جای آن در متن قرار گیرند.
متضاد
کلماتی که مفهوم مقابل جهان را میرسانند؛ در معنای کل وجود متضاد آن عدم است و در تقابل با این دنیا، آخرت قرار دارد.
ریشه
این واژه ریشه در زبانهای ایران باستان دارد. در زبان پهلوی (فارسی میانه) به صورت «گیهان» (Gēhān) یا «جهان» تلفظ میشده و با واژهٔ «گیتی» همریشه است. در تحلیلهای عمیقتر لغوی، این واژه با مفاهیم زندگی و زیست در زبانهای ایرانی باستان (مانند Proto-Iranian *gayθa-) در ارتباط است.
جمله سازی
در جدول
واژه پاسخ در جدول کلماتی مانند گیتی، دنیا و عالم است. کلمهٔ اصلی «جهان» دقیقاً دارای ۴ حرف است.
به انگلیسی
معادلهای انگلیسی واژه جهان بسته به بافت متن انتخاب میشوند؛ World بیشتر برای دنیا و جامعه انسانی، و Universe یا Cosmos برای کل هستی و کائنات به کار میروند.
جمعبندی و توضیح کامل جهان
واژهٔ «جهان» یکی از کلیدیترین و اصیلترین کلمات زبان فارسی است که ریشه در پهلوی دارد و مفهوم کل هستی، کائنات، دنیا و زمین را در خود جای داده است. این کلمه در ادبیات فارسی نقشی بسیار برجسته دارد؛ گاه نماد عظمت و نظم نظم کیهانی است و گاه در اشعار شاعران کلاسیک مانند حافظ و سعدی، به عنوان نمادی از بیوفایی، فریبندگی و دایرهای پُر از تغییر و تحول (چرخ گردون) تصویر میشود.
در فرهنگ معنوی و قرآنی، گرچه خود لفظ فارسی «جهان» در متن عربی وجود ندارد، اما معادلهای مستقیم آن مانند «العالمین» (پرکاربردترین واژه برای اشاره به ماسویالله) و «الدنیا» (به معنای جهان زودگذر کنونی) به وفور به کار رفتهاند. جهان ارتباط تنگاتنگی با مفهوم انسان دارد، تا جایی که در عرفان اسلامی، از جهان به عنوان عالم کبیر و از انسان کامل به عنوان عالم صغیر یاد میشود که کل حقایق هستی را در خود خلاصه کرده است.