معنی
واژه «دنبال» در زبان فارسی به موقعیت مکانی پشت سر یا عقب یک چیز اشاره دارد. همچنین در حالت مصدری (دنبال کردن) به معنای پیگیری، جستجو و تعقیب یک هدف، شخص یا کار به کار میرود.
یعنی چه
این عبارت کنایه از همراهی، پسروی یا جستجوگری است. وقتی میگوییم کسی دنبال چیزی است، یعنی در پی به دست آوردن آن تلاش میکند یا در مسیر پشت سر آن حرکت مینماید.
مترادف
این کلمات در بافتهای مختلف متن میتوانند به جای دنبال بنشینند؛ به ویژه «پی» و «عقب» بیشترین شباهت معنایی را دارند.
متضاد
واژههایی که نقطه مقابل مفهوم عقب بودن، تعقیب کردن یا انتهای یک چیز قرار دارند.
هم خانواده
این مشتقات و ترکیبات همگی بر اساس ریشه و مفهوم بنیادین «پسین بودن» یا «ادامه داشتن» شکل گرفتهاند.
ریشه
این واژه ریشه در زبان پهلوی (فارسی میانه) دارد و ساختار آن از ترکیب «دُم» (به معنی انتهای بدن حیوان یا پایان یک چیز) به همراه پسوند شکل گرفته که در طول زمان به مفهوم عمومی پشت سر و عقب تغییر یافته است.
جمله سازی
در جدول
در جدولهای متقاطع کلمات، طراحان معمولاً برای راهنماییهایی نظیر «پشت سر»، «عقب» یا «پیگیری» از این واژه پنج حرفی استفاده میکنند.
به انگلیسی
بسته به اینکه واژه در نقش قید مکان (Behind) باشد یا به صورت فعل و مصدر (Follow/Pursue) به کار رود، ترجمههای متفاوتی دارد.
جمعبندی و توضیح کامل دنبال
واژه «دنبال» یکی از کلمات اصیل و پرکاربرد زبان فارسی است که ریشه تاریخی آن به فارسی میانه بازمیگردد و با مفهوم «دُم» یا انتهای یک چیز پیوند دارد. این واژه در گذر زمان تکامل یافته و امروزه هم به عنوان قید مکان برای اشاره به پشت سر و عقب چیزی استفاده میشود و هم در ساختار فعلی برای بیان مفاهیمی چون جستجو، پیگیری و تعقیب به کار میرود.
از نظر روابط واژگانی، این کلمه با مفاهیمی مثل «پی» و «عقب» همپوشانی کامل دارد و متضاد مستقیم آن «پیش» و «جلو» است. گستردگی مشتقات آن مانند دنباله و دنبالهرو نشاندهنده پویایی این واژه در ساختارهای استعاری و کاربردهای روزمره زبان فارسی است.