معنی
واژه «عکس» در زبان فارسی دو کاربرد اصلی دارد؛ نخست تصویری که به وسیله دوربین عکاسی یا ابزارهای دیجیتال ثبت میشود (فرتور) و دوم به معنی وارونگی، باژگونه بودن، یا بازتاب نور و تصویر در آب و آینه.
یعنی چه
این واژه در اصطلاح مدرن به هر نوع تصویر حاصل از عکاسی اطلاق میشود. در مفاهیم سنتی، ادبی و منطقی نیز به معنای بازنمایی و انعکاس یک حقیقت یا معکوس نمودن یک قضیه به کار میرود.
مترادف
واژههای هممعنی عکس با توجه به سیاق متن شامل تصویر و فرتور در عکاسی، و انعکاس و وارونه در منطق و فیزیک هستند.
متضاد
در معنای وارونگی و بازتاب، متضادهای آن کلماتی چون اصل، حقیقت و مستقیم هستند، اما در معنای تصویر دوربین، متضاد دقیق و ثابتی ندارد.
هم خانواده
واژگان همریشه و مشتق این کلمه عمدتاً از ریشه عربی «ع ک س» گرفته شدهاند یا ترکیبهای فارسی ساخته شده با آن هستند.
ریشه
این واژه ریشه عربی دارد و از مصدر «عَکس» (ʕaks) به معنی برگرداندن و وارونه کردن وارد فارسی شده است. اگرچه برخی واژهشناسان احتمال معرب شدن آن از واژه پهلوی ākasī (به معنی جلوه و بیناب) را مطرح کردهاند، اما ریشه اول و قطعی آن عربی است.
جمله سازی
به انگلیسی
بسته به اینکه منظور شما عکس دوربین باشد یا مفهوم برعکس و وارونه، معادلهای انگلیسی متفاوتی مانند Photo یا Inverse استفاده میشود.
جمعبندی و توضیح کامل عکس
واژه «عکس» یکی از کلمات پرکاربرد در زبان فارسی است که با ورود فناوری عکاسی، معنای جدیدی به خود گرفت. در گذشته، این واژه بیشتر در معنای لغوی خود یعنی وارونگی، باژگونگی و بازتاب نور یا تصویر در اجسام صیقلی مانند آب و آینه به کار میرفت. شعرا و عارفان نیز از این مفهوم برای نشان دادن تجلی حقیقت در جهان مادی استفاده میکردند.
در دنیای امروز، عکس بیشتر یادآور ثبت لحظات، خاطرات و هویت افراد از طریق دوربینهای عکاسی و گوشیهای هوشمند است که معادل اصیل فارسی آن «فرتور» نام دارد. با این حال، کاربرد واژه در علوم منطق و ریاضیات همچنان به همان ریشه قدیمی و اصیل خود یعنی معکوس کردن قضایا و نسبتها اشاره دارد.