یعنی چه
قوه عاقله در فلسفه اسلامی و روانشناسی سنتی، به برترین مرتبه از مراتب نفس انسانی اطلاق میشود. وظیفه اصلی این نیرو، ادراک مفاهیم کلی، استدلال منطقی و تشخیص حسن و قبح (خوب از بد) است. این قوه مجرد از ماده دانسته میشود و نقش هدایتگر و تعدیلکننده را برای سایر قوای نفسانی ایفا میکند.
تلفظ
تلفظ صحیح این ترکیب به صورت «قُوَّهْ عاقِلِه» (ghovvae aaghele) است.
در جدول
در پاسخ به سوالات جدول کلمات متقاطع، عبارت «قوه عاقله» دقیقا دارای ۸ حرف است و به عنوان معادل نیروی خردمندی یا عقل شناخته میشود.
به انگلیسی
در متون فلسفی و روانشناسی غربی، برای اشاره به نیروی عقلانی روح یا ذهن از اصطلاحات Intellective faculty یا Rational faculty استفاده میشود.
به عربی
این اصطلاح ریشه در زبان عربی دارد و در متون فلسفی فلاسفه بزرگی چون ابنسینا و ملاصدرا عینا به صورت «القُوَّةُ العَاقِلَة» به کار رفته است.
به فارسی
معادلها و جایگزینهای فارسی و اصطلاحی این کلمه شامل عقل، نفس ناطقه، نیروی خردمندی، خردورزی و قوه ممیزه است. ریشه این ترکیب از دو واژه عربی «قوَّة» (نیرو) و «عاقلة» (از ریشه ع-ق-ل به معنی بستن و مهار کردن امیال) گرفته شده است.
در قرآن
خود ترکیب «قوه عاقله» یا واژه «عقل» به صورت اسم در متن قرآن وجود ندارد؛ اما مشتقات فعلی آن مانند «یَعقِلون»، «تَعقِلون» و «نَعقِل» ۴۹ بار برای دعوت انسانها به اندیشه و تدبر تکرار شده است. همچنین تعابیری مانند «أولو الألباب» (صاحبان خرد) نیز به همین مفهوم اشاره دارند.
جمعبندی و توضیح کامل قوه عاقله
«قوه عاقله» یکی از بنیادیترین مفاهیم در حکمت و فلسفه اسلامی است که به نیروی تفکر، استدلال و مهار درونی انسان اشاره دارد. این قوه برترین مرتبه نفس انسانی به شمار میرود که با ادراک کلیات و تشخیص صواب از ناصواب، به عنوان فرمانروای وجود انسان عمل میکند و مسئولیت تعدیل و مهار امیال نفسانی (مانند شهوت و غضب) را بر عهده دارد.
اگرچه این ترکیب اصطلاحی به صورت اسم در قرآن مجید نیامده است، اما اهمیت کارکرد آن از طریق تاکیدهای فراوان آیات الهی بر تعقل و خردورزی کاملاً آشکار است. در ادبیات و تمثیلهای اخلاقی، این قوه را به پادشاهی عادل یا چراغی روشنگر تشبیه میکنند که مسیر هدایت و سعادت انسان را روشن میسازد.