معنی
آژده (یا آجیده) صفت مفعولی از مصدر آژدن است و به چیزی میگویند که با جسمی نوکتیز مثل سوزن یا تیر سوراخ شده باشد. همچنین به جامه، گیوه یا پارچهای که روی آن بخیهدوزی و نقشاندازی برجسته شده باشد و در ادبیات حماسی به معنای مجروح، خسته و غمگین نیز به کار میرود.
یعنی چه
این واژه کلاسیک و اصیل فارسی، دلالت بر هر نوع خلیدن، سوزن زدن یا زخم کردن دارد. وقتی جامه یا کفشی را با نخ و سوزن نقشاندازی میکنند به آن آژده میگویند؛ همینطور در تعابیر شاعرانه شاهنامه، دلِ آژده به معنای دلی است که از غم و سختیها مجروح و فکار شده است.
تلفظ
این واژه به صورت آژْ دِ (āžde) تلفظ میشود و صورتهای دیگر آن در متون به صورت آجیده، آجده و آژیده نیز ضبط شده است.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، در پاسخ به راهنماهایی چون «سوراخشده»، «بخیهدوزی شده» یا «مجروح»، واژه ۴ حرفی «آژده» یا صورت ۵ حرفی آن «آجیده» مد نظر است.
به انگلیسی
معادلهای دقیق انگلیسی آن شامل Stitched برای جنبه دوزندگی و بخیه، و Pierced برای جنبه سوراخ شدن با شیء تیز است. توجه شود که این واژه هیچ ارتباطی با واژه اژدها (Dragon) ندارد.
به عربی
در زبان عربی با توجه به بافت متن، میتوان از مَخروز برای کارهای سوزنزنی، مَثقوب برای اشیای سوراخشده، و مُضَرَّب برای جامههای منقوش و دوخته استفاده کرد.
نماد چیست
واژه آژده یک صفت مفعولی، کاربردی و ادبی در زبان فارسی است. برای این واژه نمادشناسی اساطیری، آیینی یا اصطلاحی خاصی در فرهنگها ثبت نشده و صرفاً توصیفکننده وضعیت یک شیء یا حالت یک شخص (مجروح و غمگین) است.
جمعبندی و توضیح کامل آژده
واژه «آژده» که به صورت «آجیده» نیز در متون معتبر فارسی نمود یافته، صفت مفعولی برخاسته از مصدر کهن «آژدن» یا «آژیدن» است. این کلمه اصیل ایرانی ریشه در زبانهای هندواروپایی داشته و معنای اصلی آن به هر چیزی اطلاق میشود که توسط یک وسیله نوکتیز مانند سوزن، درفش یا تیر سوراخ شده یا صدمه دیده باشد. در صنایع دستی سنتی، به کفشها (گیوهها) و لباسهایی که با ظرافتِ بخیهدوزی منقوش و برجسته میشدند، آژده میگفتند.
علاوه بر کاربرد مادی و فیزیکی، این واژه در ادبیات کلاسیک فارسی و بهویژه در حماسه شاهنامه فردوسی، کاربردی استعاری و مجازی یافته است. در این ساحت، آژده به معنای مجروح، خسته، فکار و دلافکار به کار میرود که نشاندهنده هجوم غم یا جراحت ناشی از جنگ بر پیکر یا روان قهرمانان است. همچنین در مواردی به اشیای زراندود و سیماندود (بزر آژده) نیز اشاره دارد.
در ابعاد زبانی، این کلمه کاملاً سره و فارسی است و هیچ ریشهای در زبان عربی یا عبارات قرآنی ندارد. در هنگام حل جدول، شناخت این واژه چهار حرفی و مترادفهای آن نظیر خلیده، منقوش و مذهب به کاربران کمک میکند تا به درستی به سوالاتی با مضمون سوراخشدگی یا جامههای دوختهشده پاسخ دهند.