یعنی چه
این اصطلاح کنایی در زبان فارسی به معنای تحمل رنج، سختی و اندوه فراوان است؛ حالتی که فرد از شدت غصه و ناملایمات دچار درد درونی و غم جانکاه میشود و به اصطلاح دلش خون میگردد.
تلفظ
تلفظ صحیح این عبارت به صورت مصدری و با حرکات مشخص، «خون دَر دِل اُفتادَن» است که در گفتار روان به صورت یکپارچه ادا میشود.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، پاسخ این کنایه ادبی دقیقاً ۱۳ حرف دارد که همان عبارت «خون در دل افتادن» است.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی برای رساندن این مفهوم از اصطلاحاتی استفاده میشود که به شکستن یا خون آمدن قلب بر اثر غم اشاره دارند.
به arabic
در زبان عربی واژه کمد دقیقاً به معنای حزن شدید پنهانی است و تعابیر قلبی دیگر برای نمایش عمق درد استفاده میشوند.
به فارسی
معادلها و عبارات هممعنی فارسی این اصطلاح شامل: خون دل خوردن، دلخون شدن، مغموم گشتن، جگرخون شدن، به تنگ آمدن و رنجور شدن است.
نماد چیست
این عبارت نمادی از رنجهای درونی و پنهانی است که فرد برای رسیدن به کمال یا خلق زیبایی تحمل میکند؛ مانند آهوی مشک که از شدت رنج، خون در دلش گره خورده و به مشک ناب تبدیل میشود.
جمعبندی و توضیح کامل خون در دل افتادن
اصطلاح کنایی و زیبای «خون در دل افتادن» یکی از ترکیبات عمیق در ادبیات و زبان فارسی است که ریشه در باورهای پزشکی و طبیعی کهن دارد. در گذشته معتقد بودند وقتی آهوی مشک (آهوی ختن) دچار درد، اضطراب یا رنج شدیدی میشود، خون در ناف یا دل او جمع و گره خورده و در نهایت تبدیل به «نافهٔ مشک» که مادهای بسیار خوشبو است میگردد. شاعران بزرگی چون حافظ و سعدی از این پدیده الهام گرفتهاند تا نشان دهند چگونه رنجهای عمیق عاطفی و وجودی میتوانند مایهٔ تکامل درونی انسان یا خلق یک اثر هنری جاودان شوند.
این عبارت در گفتار روزمره و متون ادبی به معنای غصهدار شدن، تحمل مرارتهای فراوان و دچار غم پنهان شدن به کار میرود. وقتی کسی با ناملایمات شدید روزگار دست و پنجه نرم میکند و دم بر نمیآورد، این حالت اندوه عمیق را با کنایهٔ خون در دل افتادن یا خون دل خوردن توصیف میکنند که نشاندهنده ابعاد وسیع عواطف انسانی در فرهنگ ایرانی است.