یعنی چه
چندشآور به ویژگی یا پدیدهای اطلاق میشود که در انسان حس اشمئزاز، تنفر شدید و کراهت ایجاد کند. در اصل، چندش به آن لرزش ناگهانی و نامطبوعی گفته میشود که در اعصاب انسان (مثلاً از شنیدن صدای کشیده شدن میخ روی شیشه یا دیدن حشرات موذی) پدید میآید.
تلفظ
این واژه از دو بخش «چَندَش» (اسم مصدر از چندیدن) و «آور» (بن مضارع آوردن) تشکیل شده است و به صورت چَندَشآوَر تلفظ میشود.
در جدول
در پاسخ به سوالات جدول کلماتی مانند مشمئزکننده، مهوع، قیزا، کراهتآمیز و دلبههمزن به عنوان هممعنی کاربرد دارند.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی بسته به شدت و نوع حس چندش، از واژههای متنوعی استفاده میشود.
به عربی
در زبان عربی اصطلاح مثیر للقشعريرة دقیقاً به همان لرزش ناشی از چندش اشاره دارد.
به ترکی
در ترکی استانبولی این دو واژه رایجترین معادلها برای توصیف این حس هستند.
به فارسی
واژه «چندشآور» کاملاً ایرانی و پارسی اصیل است. ریشه آن به واژه پارسی میانه (پهلوی) «چَندیدن» (čandišn) بازمیگردد که به معنای تکان خوردن، لرزیدن و لق شدن بوده است. امروزه فعل چندیدن هنوز در برخی گویشها به معنی لرزیدن از سرما یا ترس به کار میرود. متضادهای آن نیز شامل خوشایند، دلپذیر، مطبوع و دلنشین است.
جمعبندی و توضیح کامل چندش آور
واژه «چندشآور» یک صفت اصیل فارسی است که ریشه در زبان پهلوی و فعل «چندیدن» به معنای لرزیدن دارد. این کلمه برای توصیف حالات، اشیاء یا رفتارهایی به کار میرود که واکنشی عصبی، ناخوشایند و توأم با کراهت و اشمئزاز در انسان ایجاد میکنند؛ مانند لرزش ناگهانی تن هنگام شنیدن صدایی ناهنجار یا دیدن چیزی فاسد.
در لغتنامههای فارسی، معادلهایی چون مشمئزکننده، مهوع و دلبههمزن برای آن ذکر شده و در زبانهای دیگر نیز با مفاهیمی نظیر بیزاری شدید و برانگیزاننده لرزش بدن (قشعریره) همپوشانی دارد. این واژه در فرهنگ عامه و روانشناسی غالباً با نمادهای بصری مانند حشرات موذی یا پدیدههای لزج و ناپاک تداعی میشود.