یعنی چه
این عبارت ترکیبی از دو واژه «زشت» (نازیبا و ناخوشایند برای چشم) و «بدقواره» (بدهیکل، بیاندام، قناس یا چیزی که ظاهر و ترکیب آن تناسب هندسی ندارد) ساخته شده است. در مجموع به ویژگی یا موجودی اشاره دارد که ظاهر آن بسیار ناهمگون، ناهماهنگ و فاقد معیارهای زیبایی است. واژه زشت ریشه در فارسی میانه دارد و بدقواره از پیشوند فارسی «بد» و واژه عربی «قواره» (به معنی تکه بریده شده، که در فارسی معنای هیکل و اندام گرفته) ترکیب شده است.
تلفظ
تلفظ صحیح این عبارت به صورت [zešt va bad-qavāre] است.
در جدول
در جدولهای متقاطع کلماتی مانند بدترکیب، بیریخت، قناس، ناخوشسیما، بدشکل و کریهالمنظر به عنوان پاسخهای هممعنی کاربرد دارند.
به انگلیسی
برای توصیف این حالت در زبان انگلیسی از صفاتی که به نازیبایی همراه با عدم تناسب ساختاری اشاره دارند استفاده میشود.
به عربی
در زبان عربی واژه قبیح برای زشتی و مشوه یا عدیمالتناسق برای بدقوارگی و بیاندازگی ساختاری به کار میرود.
در قرآن
عین این عبارت فارسی در متن قرآن وجود ندارد؛ اما از نظر مفهومی، زشتی و ناخوشایندی با واژههایی نظیر «بَشِع» یا توصیف صدای الاغ به عنوان «أَنْكَرَ الْأَصْوَاتِ» (ناخوشایندترین صداها) در سوره لقمان تصویر شده است. همچنین قرآن در آیه ۷ سوره انفطار انسان را به خاطر داشتن اندام متناسب و عادلانه ستایش میکند («فَعَدَلَكَ في أَيِّ صُورَةٍ») که ارزش فیزیکی نقطه مقابل بدقوارگی را نشان میدهد.
نماد چیست
در ادبیات، اسطورهشناسی و هنر، ظاهر زشت و بدقواره معمولاً نمادی از آشفتگی درون، دوری از نظم طبیعی جهان، صفات اهریمنی و شیطانصفتی، یا مسخشدگی انسان به دلیل گناه و سقوط اخلاقی است.
جمعبندی و توضیح کامل زشت و بدقواره
عبارت «زشت و بدقواره» یک ترکیب توصیفی کامل در زبان فارسی است که نازیبایی ظاهری را در کنار عدم تناسب اندام و ساختار هندسی بیان میکند. کلمه زشت ریشهای کهن در زبان پهلوی دارد و بدقواره حاصل پیوند پیشوند منفیساز فارسی با وامواژهای عربی است که تغییر معنایی یافته است.
این صفت در جدول کلمات با مترادفهایی همچون کریهالمنظر، بدترکیب و قناس شناخته میشود و در فرهنگها و ادبیات جهان، فراتر از یک ویژگی فیزیکی ساده، اغلب به عنوان نمادی از ناهماهنگی، هرجومرج ساختاری و جلوههای اهریمنی به کار میرود.