یعنی چه
واژه بیفرجام از ترکیب پیشوند سلب «بی» و اسم «فرجام» (به معنی پایان و عاقبت) ساخته شده است. این صفت برای توصیف اقدامها، تلاشها یا جریانهایی به کار میرود که به نتیجه مطلوب، مقصد نهایی یا سرانجام مشخصی نمیرسند و ابتر میمانند.
تلفظ
تلفظ صحیح این واژه به صورت «بِی فَر جام» است که در آن فاء و جیم دارای فتحه هستند.
در جدول
در حل جدول کلمات متقاطع، برای راهنمای «بینتیجه یا بدون عاقبت»، واژه ۷ حرفی «بیفرجام» یا کلمات هممعنی آن مانند ابتر و عقیم کاربرد دارند.
به انگلیسی
برای انتقال مفهوم بیفرجام در زبان انگلیسی، بسته به بافت متن از صفتهایی چون Futile (برای تلاشهای بیفایده) یا Inconclusive (برای مذاکرات یا کارهای بینتیجه) استفاده میشود.
در قرآن
خود واژه «بیفرجام» به دلیل ریشه فارسی در متن قرآن وجود ندارد. با این حال، مفهوم بینتیجه ماندن کارهای انسانها و تباه شدن تلاشهای نادرست، با اصطلاحاتی نظیر «حَبِطَتْ أَعْمَالُهُمْ» (اعمالشان تباه و بینتیجه شد) و واژه «أَبْتَر» (بریده و بیدنباله) در آیات مختلف توصیف شده است.
نماد چیست
در فرهنگ و ادبیات، بیفرجام بودن نماد کارهای بیهوده و دویدنهای بیهدف است. «سراب» بارزترین نماد مادی آن در طبیعت است و در اساطیر نیز مجازات سنگین «سیزیف» که تلاشی مداوم اما همواره بینتیجه دارد، مظهر کامل این واژه به شمار میرود.
جمعبندی و توضیح کامل بی فرجام
واژه بیفرجام از ساختارهای اصیل زبان فارسی است که ریشه بخش دوم آن یعنی «فرجام» به پارسی میانه (پهلوی) بازمیگردد. این کلمه به خوبی حالت تعلیق، ناتمام ماندن و به ثمر نرسیدن یک پدیده یا حرکت را به مخاطب منتقل میکند. در ادبیات فارسی از این صفت برای توصیف عشقهای ناکام، جنگهای بیحاصل و آرزوهای دستنیافتنی استفاده فراوانی شده است.
درک عمیق این واژه نشان میدهد که تفاوت ظریفی میان کارِ انجامنشده و کارِ بیفرجام وجود دارد؛ بیفرجام به کار یا مسیری اشاره دارد که آغاز شده و تلاشی برای آن صورت گرفته، اما در نهایت بدون دستاورد مشخص یا پایان خوش متوقف گردیده است. به همین دلیل در زبان روزمره و اصطلاحات حقوقی و سیاسی، به مذاکرات یا طرحهای شکستخورده، بیفرجام میگویند.