یعنی چه
تف افکندن یک ترکیب کهن و ادبی در زبان فارسی است که در مفهوم نخستین و فیزیکی خود به معنی پرتاب کردن و بیرون انداختن آب دهان (بزاق) است. این واژه در کاربرد ثانویه و استعاری خود، به عنوان نمادی برای نشان دادن نهایت بیزاری، خشنودیناپذیری، کراهت، طرد اجتماعی و خوار کردن یک فرد، رفتار یا موقعیت به کار میرود.
تلفظ
تلفظ این واژه به صورت [تُ فْ اَ فْ کَ دَ] است. واژه اول «تُف» با ضمه تاء و سکون فاء، و واژه دوم «افکندن» با فتح همزه و سکون فاء و فتح کاف خوانده میشود.
در جدول
در پاسخ به سوالات جدول کلمات متقاطع، واژه «تف افکندن» دقیقاً دارای ۸ حرف است. از پاسخهای مشابه دیگر میتوان به تف کردن یا خدو انداختن اشاره کرد.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی متداولترین معادل برای این واژه مصدر to spit است که در متون رسمیتر و پزشکی از to expectorate نیز استفاده میشود.
به عربی
در زبان عربی متناسب با نوع فعل و میزان آب دهان، از ریشههای بصق، بزق و تفل استفاده میشود. واژه نفث نیز به معنای دمیدن به همراه مقدار اندکی بزاق است.
به فارسی
معادلهای فارسی، مترادفها و واژههای همخانواده این عبارت شامل تف کردن، تف انداختن، خدو انداختن، بزاق افکندن و آب دهان انداختن است. از نظر ریشهشناسی، «تف» واژهای نامآوا (برگرفته از صدای این عمل) و «افکندن» از ریشه پهلوی abgandan به معنی انداختن است.
نماد چیست
در فرهنگ ایرانی و بسیاری از جوامع، تف افکندن بار معنایی بسیار منفی دارد و نماد آشکار بیاحترامی محض، اهانت، توهین، انزجار شدید و بیارزش دانستن طرف مقابل یا یک پدیده است؛ چنانچه در ادبیات نیز به عنوان نشانه بیاعتباری دنیا و مادیات به کار رفته است.
جمعبندی و توضیح کامل تف افکندن
عبارت «تف افکندن» یک مصدر مرکب کهن و فصیح در زبان فارسی است که از ترکیب واژه آوایی «تف» (بزاق) و مصدر «افکندن» (پرتاب کردن و انداختن) شکل گرفته است. این واژه در گذشته کاربرد رسمی و ادبی بیشتری داشته، اما امروزه در زبان عامیانه و روزمره عمدتاً جای خود را به ترکیبهای سادهتری مانند «تف کردن» یا «تف انداختن» داده است.
این عبارت علاوه بر معنای مادی و فیزیکی خود که همان خروج بزاق از دهان است، در ادبیات فارسی و بستر فرهنگی جامعه به عنوان یک کنش نمادین شناخته میشود. تف افکندن کنایه از ابراز انزجار شدید، نفرت، کراهت و تحقیر تام است و رفتاری است که برای خوار کردن و توهین به یک فرد یا بیارزش نشان دادن یک مفهوم (مانند اعتبارات دنیوی) استفاده میشود؛ همانطور که در شعر واعظ قزوینی آمده است: «تف به روی اعتبار این جهان میافکنند».