یعنی چه
این عبارت صفت مفعولی از مصدر «دم فرو کشیدن» است. در لغتنامههای معتبری چون دهخدا و معین، این اصطلاح کنایه از سکوت کامل، خاموشی گزیدن، مهار کردن خشم و حبس کردن نفس در سینه از روی ترس، ابهت، احترام یا هیجان است.
تلفظ
این ترکیب از سه بخش «دَم» (به معنی نفس یا سخن)، «فُرو» (جهت پایین و درون) و «کَشیده» (صفت مفعولی از کشیدن) تشکیل شده است.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، این عبارت معمولاً به عنوان راهنمای ده حرفی برای مفاهیمی همچون خاموش، ساکت، لبدوخته یا مهارکننده خشم به کار میرود.
به انگلیسی
بسته به متن و الزامات معنایی، میتوان از معادلهای فوق برای انتقال مفهوم سکوت یا حبس نفس استفاده کرد.
به عربی
در زبان عربی، کلماتی که به حالت سکوت یا کنترل نفس در زمان هیجان و خشم اشاره دارند، بهترین معادلها به شمار میروند.
نماد چیست
در ادبیات عرفانی و بهویژه در اشعار مولانا، دم فرو کشیدن نمادی از رازداری، تسلیم محض در برابر حق و گذار از سخن ظاهری به مغز و معناست. در ادبیات عامه و روزمره نیز این حالت نشانهای از ترس، غافلگیری شدید، حیا یا ابهت موقعیت به شمار میرود.
جمعبندی و توضیح کامل دم فرو کشیده
عبارت کنایی «دم فرو کشیده» ریشهای کاملاً پارسی دارد و از ترکیب واژههای دم (نفس)، فرو و کشیدن ساخته شده است. این اصطلاح در فرهنگ زبانی ما حالتی را توصیف میکند که فرد به علتی درونی یا بیرونی مانند ترس، احترام، حیرت یا مهار خشم، لب از سخن باز نمیدارد و حتی جریان نفس کشیدن خود را ناخودآگاه یا ارادی کند و بیصدا میکند.
اگرچه این ترکیب کنایی عینا در متون مذهبی عربی مانند قرآن دیده نمیشود، اما از نظر معنایی با مفاهیمی چون صَمت (سکوت اختیاری)، کَظم (کنترل و فروخوردن خشم) و خشوع صداها در برابر عظمت الهی همپوشانی عمیقی دارد. در شعر و عرفان ایرانی نیز این واژه ارزش بالایی دارد و گویای مرتبهای است که سالک برای رسیدن به معنای حقیقی، زبانِ سر را میبندد.