یعنی چه
این واژه فعل مضارع التزامی یا امر از مصدر «گزاردن» است و به معنای اجرای یک وظیفه، ادای یک امانت، پرداخت مال یا شرح و بیان یک موضوع به کار میرود. توجه به این نکته ضروری است که این کلمه با «بگذارد» (از مصدر گذاشتن به معنی قرار دادن) تفاوت املایی و معنایی دارد.
تلفظ
تلفظ صحیح این واژه با کسره روی حرف اول (بِ)، سکون روی گاف (گْ) و فتح روی زاد و رِ (زَ، رَ) به صورت begzārad است.
در جدول
در جدولهای متقاطع، این کلمه معمولاً به عنوان پاسخ برای راهنماهایی مثل «ادا کند»، «بهجا آورد» یا «بیان کند» میآید و ۶ حرف دارد.
به انگلیسی
بسته به متن و سیاق جمله، معادلهای مختلفی در انگلیسی برای ادای وظیفه، بیان یا پرداخت وجود دارد.
به عربی
در زبان عربی افعالی که مفهوم ادای دین، امانت یا بهجا آوردن عبادات را میرسانند، نزدیکترین معادلها هستند.
به فارسی
مترادفهای اصیل فارسی این واژه شامل عباراتی چون بهجا آوردن، ایفا کردن، پرداختن، شرح دادن و تعبیر کردن است. متضاد آن نیز واژههایی مانند عهدشکنی کردن، دریغ کردن و فروگذاردن است.
نماد چیست
«بگزارد» به عنوان یک فعل عملی و انتزاعی در زبان فارسی کاربرد دارد و در فرهنگ سنتی یا هنری دارای نماد یا نشانه تصویری مشخصی نیست.
جمعبندی و توضیح کامل بگزارد
واژه «بگزارد» فعلی اصیل از مصدر «گزاردن» است که ریشه در زبان پهلوی و واژه «ویچارتن» دارد. معنای بنیادین آن پیرامون مفاهیمی چون ادا کردن، به جا آوردن تکالیف، پرداخت وام و دیون، و همچنین بیان و تفسیر میچرخد. این واژه در ترجمههای کهن قرآن کریم نیز به عنوان معادل دقیقی برای افعال ادای امانت و قضا به کار رفته است.
نکته بسیار مهم در زبان فارسی، تفکیک املایی و معنایی این واژه با «بگذارد» (با ذال) است. «بگذارد» از مصدر گذاشتن به معنی قرار دادن فیزیکی یا اجازه دادن است، در حالی که «بگزارد» (با زاء) صرفاً به معنای انجام دادن یک عمل، پرداخت یا بیان یک مفهوم است؛ همانطور که در واژههای همخانواده آن مانند کارگزار، سپاسگزار و نمازگزار دیده میشود.