یعنی چه
شگون نداشتن در فرهنگ و زبان فارسی ریشه در باورهای عامیانه و سنتی دارد. این عبارت زمانی به کار میرود که پدیده، رفتار یا اتفاقی را نشانهای از طالع بد، بدقدم بودن یا طالع نحس بدانند که میتواند باعث ایجاد بدشانسی یا ناخوشایندی در آینده شود.
تلفظ
این عبارت از دو واژهٔ «شگون» (به ضم شین) و فعل منفی «نداشتن» ترکیب شده است.
در جدول
در جدولهای متقاطع، عبارت «شگون نداشتن» دقیقاً ۱۰ حرف دارد. بسته به طراح جدول، ممکن است از کلمات هممعنی مانند بدیمن یا نحس نیز استفاده شود.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی برای توصیف مفهوم شگون نداشتن و بدیمنی از این واژهها استفاده میشود.
به عربی
در زبان عربی برای بیان این مفهوم از ریشه «شؤم» استفاده میشود که دقیقاً معادل بدشگونی در فارسی است.
به فارسی
در زبان فارسی واژههای هممعنی و جایگزین برای این عبارت شامل نامبارک بودن، کراهت داشتن، بدقدم بودن، و نحس بودن هستند. واژه «شگون» در اصل به معنی فال نیک و طالع خوب بوده که با منفی شدن، معنای نحوست به خود گرفته است.
جمعبندی و توضیح کامل شگون نداشتن
عبارت «شگون نداشتن» یکی از اصطلاحات اصیل و ریشهدار در فرهنگ عامه مردم ایران است که به باورهای سنتی درباره طالع، بدقدمی و نحوست اشاره دارد. واژه «شگون» یا «شگوم» در ریشهشناسی خود با کلمه «شگرف» پیوند دارد و در گذشته به معنای فال نیک و مروا (فال خوب) به کار میرفته است، اما هنگامی که به صورت منفی با فعل داشتن ترکیب میشود، معنای کاملاً معکوس یعنی فال بد، نامبارک بودن و بدشگونی پیدا میکند.
در باورهای عامیانه ایرانی، نمادها و رفتارهای متعددی وجود دارند که به شگون نداشتن معروف هستند؛ از جمله آواز خواندن کلاغ سیاه به نشانه خبر شوم، صدای جغد، شکستن آینه که آن را علامت هفت سال بدبختی میدانستند، یا رفتارهایی مثل رد شدن از زیر نردبان و قیچی زدن بیدلیل. اگرچه این باورها در دسته خرافات قرار میگیرند، اما همچنان در ضربالمثلها و ادبیات روزمره حضور پررنگی دارند.
از دیدگاه مذهبی و قرآنی، اگرچه خود واژه فارسی «شگون» در متن قرآن نیامده، اما مفهوم معادل آن یعنی فال بد زدن با واژههایی چون «تَطَیُّر» یا «طَائِر» مطرح و به شدت نفی شده است. برای نمونه، قرآن در آیاتی مانند آیه ۱۳۱ سوره اعراف، تفکر بدشگون دانستن پیامبران توسط قومشان را مذموم دانسته و ریشه طالع هر انسان را در اعمال خود او معرفی میکند.