معنی
این واژه در اصل با املای «قحبه» نوشته میشود و در لغتنامههای معتبر به معنای زن بدکار، فاحشه و روسپی آمده است. در ریشهشناسی اولیه، به معنای پیرزن کهنسالی که سرفه میکند نیز ذکر شده است.
یعنی چه
این کلمه یک واژه کلاسیک و دشنام نامناسب برای اشاره به زنان تنفروش است. در ادبیات کلاسیک و عرفانی نیز گاهی به صورت استعاری به عنوان نماد فریبندگی، بیوفایی و دنیاپرستی به کار رفته است.
ریشه
ریشه این واژه عربی و از فعل «قُحاب» به معنی سرفه کردن یا صاف کردن گلو است. در دوران جاهلیت، زنان بدکار برای جلب توجه مشتریان تَنَحنُح (سرفه عمدی) میکردند و این نام از همان زمان بر آنها ماندگار شد.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی بسته به لحن نگارش و متن، از این واژهها برای انتقال مفهوم استفاده میشود.
به عربی
در زبان عربی، علاوه بر خود واژه، کلمات فصیحتری مانند بغی (که در قرآن نیز آمده) کاربرد دارند.
به ترکی
واژه Kahpe اقتباس مستقیمی از همین لفظ عربی در زبان ترکی است.
به فارسی
برگردانها و مترادفهای فارسی این واژه شامل کلماتی چون روسپی، فاحشه، فاسقه و زن بدکار است. متضادهای آن نیز کلماتی مانند عفیفه، پاکدامن و نجیب هستند.
جمعبندی و توضیح کامل قهبه
واژهای که به صورت «قهبه» جستجو میشود، در واقع املای عامیانه و اشتباه کلمهٔ عربی «قحبه» (با حرف ح) است. این واژه از ریشه «ق ح ب» به معنی سرفه کردن مشتق شده و در ادبیات و فرهنگ لغات به معنای زن بدکار، فاحشه و روسپی به کار میرود. علّت این نامگذاری به سنتهای دوران جاهلیت بازمیگردد که در آن، این افراد برای جلب توجه اقدام به سرفه عمدی یا صاف کردن گلو میکردند.
در فرهنگ عامه و ادبیات کلاسیک فارسی، این کلمه علاوه بر معنای ظاهری و توهینآمیز خود، به عنوان نمادی برای بیوفایی، دورویی و مادیگرایی دنیا به کار رفته است؛ به طوری که در اشعار عرفانی گاهی دنیا را به دلیل فریبندگیاش به این صفت تشبیه کردهاند. در متون مقدس مانند قرآن کریم، از این واژه استفاده نشده و به جای آن کلماتی نظیر «بَغِیّ» یا «فاحشة» به کار رفته است.