یعنی چه
این عبارت به معنای عمل و کیفیت غالیهبار بودن، یعنی بوی خوش دادن، خوشبو ساختن محیط و بخشیدن رایحهٔ عطر غالیه (عطری گرانقیمت، تیرهرنگ و مرکب از مشک و عنبر) است. این اصطلاح در واژهنامههایی مانند فرهنگ هوشیار ذیل کلمات مرکب با پسوند «بخشی» آمده است.
تلفظ
تلفظ دقیق این عبارت به صورت «غالیه بَخْشی» است که از دو جزء واژگانی تشکیل شده است.
در جدول
در جدولهای متقاطع، پاسخ این واژه اصطلاحاً «غالیه بخشی» است که دقیقاً از ۹ حرف تشکیل شده و به معنای پراکندن بوی خوش عطر است.
به انگلیسی
معادلهای انگلیسی این اصطلاح به مفهوم خوشبو کردن و پراکندن رایحه عطر گرانبها اشاره دارند.
به عربی
در زبان عربی از واژگان تطییب و تعطیر برای رساندن مفهوم معطر کردن و بخشیدن بوی خوش استفاده میشود.
به فارسی
معادلها و ترکیبات هممعنی فارسی این واژه شامل خوش-بوسازی، عطرآگینی، غالیهسایی و غالیهباری هستند که همگی مفهوم پراکندن رایحه خوش را میرسانند. جزء اول آن (غالیه) ریشه عربی و جزء دوم (بخشی) ریشه فارسی دارد.
نماد چیست
در ادبیات کلاسیک فارسی، «غالیه» به دلیل سیاهی و بوی خوشی که دارد، نماد زلف یار، شب تاریک و خط عذار (موی تازه رسته بر چهره) است. بر این اساس، «غالیه بخشی» نماد مایهٔ خرمی، معطر کردن فضا و تجلی زیبایی معشوق به شمار میرود.
جمعبندی و توضیح کامل غالیه بخشی
عبارت «غالیه بخشی» در فرهنگهای لغت اصیل فارسی مانند دهخدا، معین و عمید به عنوان یک واژه مستقل و جداگانه ثبت نشده است، بلکه در واژهنامههایی نظیر فرهنگ هوشیار در ذیل کلمات مرکبِ پسوند «بخشی» آمده است. این اصطلاح از نظر لغوی به معنای معطر کردن، پراکندن بوی خوش و بخشیدن رایحهٔ عطر گرانبهای غالیه (عطری گرانقیمت، تیرهرنگ و مرکب از مشک و عنبر) به کار میرود.
این ترکیب از دو جزء ساخته شده که جزء اول آن یعنی «غالیه» ریشه در زبان عربی (به معنی گرانبها) دارد و جزء دوم آن یعنی «بخشی» از مصدر فارسی بخشیدن گرفته شده است. در اشعار و ادبیات سنتی فارسی، این واژه و مشتقات آن به دلیل ویژگیهای ظاهری عطر غالیه، کاربردی نمادین در توصیف زیباییهای معشوق نظیر زلف سیاه و معطر داشتهاند.