یعنی چه
این واژه صفت لیاقت از مصدر «اندریافتن» است و به هر مفهوم، شیء یا پدیدهای اطلاق میشود که نیروی ادراککننده و هوش انسان توانایی فهم، لمس یا واکاوی آن را داشته باشد. این اصطلاح بیشتر در متون کهن فلسفی و کلامی کاربرد دارد.
تلفظ
تلفظ صحیح این واژه به صورت «اَندَر یافتَنی» (andar-yāftanī) است که از پیشوند «اندر»، بن ماضی «یافت»، نون مصدری و یای لیاقت تشکیل شده است.
در جدول
در مسابقات شرح در متن و جدول کلمات متقاطع، پاسخ این اصطلاح ۱۰ حرفی، خودِ واژهٔ «اندر یافتنی» است. معادلهای کوتاهتر آن شامل محسوس یا دریافتنی است.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی با توجه به سیاق متن فلسفی یا عمومی، میتوان از واژههای فوق برای رساندن مفهوم دقیق آن استفاده کرد.
به فارسی
برابرهای اصیل و رایج فارسی این واژه شامل دریافتنی، فهمپذیر، ادراکپذیر و محسوس است که همگی بر قابلیت ابژه برای گنجیدن در ذهن دلالت دارند.
نماد چیست
واژهٔ اندریافتنی فاقد هرگونه نماد مادی، اسطورهای یا تصویرگری خاص در فرهنگ عامه است؛ چرا که به عنوان یک اصطلاح انتزاعی در حوزهٔ معرفتشناسی و فلسفه به کار میرود.
جمعبندی و توضیح کامل اندر یافتنی
واژهٔ «اندریافتنی» (یا اندر یافتنی) یکی از تعابیر ارزشمند، فصیح و سره در زبان فارسی کهن است که پیشینهٔ کاربرد آن به متون فلسفی و کلامی قرون چهارم تا هفتم هجری قمری بازمیگردد. این واژه در آثار بزرگانی چون ناصرخسرو قبادیانی، بابا افضل کاشانی و ابنسینا به وفور برای تبیین مفاهیم معرفتشناختی به کار رفته است. از نظر ساختاری، این کلمه کاملاً پارسی بوده و از ترکیب پیشوند کهن «اندر» (به معنی درون یا به درون) با بن ماضی «یافت» و پسوند لیاقت ساخته شده است که نشاندهندهٔ ظرفیت بالای زبان فارسی در ساخت واژگان دقیق علمی است.
در اصطلاح، اندریافتنی به هر چیزی گفته میشود که قابل درک، فهمشدنی و محسوس باشد؛ یعنی آنچه در حیطهٔ فهم و آگاهی انسان یا هر نیروی ادراککنندهٔ دیگری بگنجد. برای مثال ناصرخسرو در کتاب جامعالحکمتین مینویسد: «دانستیم که شنوا و بیناست و اندریابندهٔ چیزهایِ اندریافتنی است». این واژه در جدول کلمات متقاطع به عنوان یک پاسخ ۱۰ حرفی شناخته میشود و معادلهای دقیق آن در زبانهای دیگر شامل واژگانی نظیر Perceptible در انگلیسی و قابل للإدراک در زبان عربی است.