یعنی چه
متحلی در لغت به معنای آراسته، پیراسته و دارای پیرایه است. این واژه در متون ادبی و اخلاقی معمولاً برای اشاره به کسی به کار میرود که وجود خود را به فضایل، مکارم اخلاقی و صفات پسندیده مجهز و مزین کرده است.
تلفظ
این واژه با ضمه ميم، فتح تاء، فتح حاء و تشدید و فتح لام تلفظ میشود و در زبان فارسی امروزی معمولاً به صورت مُتَحَلّی خوانده میشود.
در جدول
پاسخ دقیق برای طراحان جدول کلمه «متحلی» با ۵ حرف است. از هممعنیهای رایج آن در جدول میتوان به آراسته یا مزین اشاره کرد.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی بسته به متن میتوان از واژههای Adorned یا Embellished برای رساندن مفهوم متحلی استفاده کرد.
به عربی
این کلمه خود ریشه عربی دارد و اسم فاعل از باب تفعل است که در متون عربی به معنای فرد آراسته به کار میرود.
به ترکی
در ترکی استانبولی برای بیان این مفهوم از واژگانی مانند Süslenmiş (تزیینشده) یا Donanmış استفاده میشود.
نماد چیست
در ادبیات عرفانی و سیر و سلوک، متحلی شدن به عنوان نماد و مظهر مرحله «تحلیه» شناخته میشود. این حالت نماد زمانی است که سالک پس از پاکسازی دل از رذایل (تخلیه)، روح خود را به نور فضایل، ایمان و مکارم اخلاقی آراسته میسازد.
جمعبندی و توضیح کامل متحلی
واژه مُتَحَلّی ریشهای عمیق در زبان عربی و ادبیات عرفانی فارسی دارد. این کلمه که از ریشه «حلی» گرفته شده، اسم فاعل از باب تفعل است و به معنای فردی است که خود را به زیورها میآراید. در کاربردهای روزمره و متون اخلاقی، این واژه بیشتر از آنکه به زیورآلات ظاهری اشاره داشته باشد، برای توصیف افرادی به کار میرود که به مکارم اخلاقی و صفات نیکوی انسانی آراسته شدهاند.
در نظام سلوک عرفانی، این کلمه جایگاه نمادین ویژهای دارد و مستقیماً با مفهوم «تحلیه» در ارتباط است. عارفان معتقدند انسان ابتدا باید با «تخلیه» درون خود را از زشتیها پاک کند و سپس با «تحلیه»، وجودش را متحلی و مزین به انوار الهی و اخلاق پسندیده گرداند. گرچه خود این ساختار دقیقاً در قرآن نیامده، اما همخانوادههای آن برای توصیف پاداش و زیبایی بهشتیان استفاده شدهاند.