یعنی چه
معتاد به شراب به کسی گفته میشود که به طور پیوسته و افراطی شراب یا هر نوشیدنی الکلی دیگری را مصرف میکند، به آن اعتیاد دارد و به دلیل این وابستگی غالباً در حالت مستی و عدم هوشیاری به سر میبرد.
تلفظ
تلفظ این عبارت به صورت [مُعْتاد بِهْ شَراب] است که از دو واژه عربی و یک حرف اضافه فارسی ترکیب شده است.
در جدول
در کلمات متقاطع، پاسخ دقیق برای این نشانه خودِ عبارت «معتاد به شراب» با ۱۱ حرف است. کلمات معادل دیگری نظیر دائمالخمر، میخواره و الکلی نیز بسته به تعداد حروف جدول کاربرد دارند.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی واژه کلی Alcoholic برای افراد مبتلا به الکلیسم استفاده میشود و واژه عامیانه Wino دقیقاً به فرد معتاد به شراب (بهویژه شراب ارزانقیمت) اشاره دارد.
به فارسی
مترادفهای دقیق این واژه در زبان فارسی شامل دائمالخمر، میخواره، بادهپرست، مدمن، مِیباره، مُتَغَفِّق، سکیر و الکلی است. متضاد آن نیز هوشیار، پاکزیست، پرهیزکار و تائب میباشد. همخانوادههای بخش اول (عادت، اعتیاد) و بخش دوم (شرب، مشروب، شارب) هستند. این عبارت ریشه فارسی-عربی دارد.
در قرآن
عبارت «معتاد به شراب» در قرآن نیامده است؛ اما در آیه ۹۰ سوره مائده از واژه «خَمْر» به معنی شراب یاد شده و آن را پلیدی و از عمل شیطان دانسته که باید از آن دوری کرد. در روایات نیز برای دائمالخمر احکام و نکوهشهای شدیدی وارد شده است.
نماد چیست
در فرهنگ عامه و ادبیات رئال، معتاد به شراب نماد زوال عقل، بیارادگی، افراط و دوری از سلامت عقلانی است. اما در ادبیات عرفانی و تصوف (مانند اشعار حافظ و مولانا)، میخوارگی و بادهپرستی مدام، نماد عشق مفرط الهی، مستی از تجلی حق و رهایی از خودِ مادی است.
جمعبندی و توضیح کامل معتاد به شراب
عبارت «معتاد به شراب» یک ترکیب وصفی در زبان فارسی است که برای توصیف فردی با وابستگی شدید و بیمارگونه به نوشیدنیهای الکلی به کار میرود. این واژه از منظر لغوی معادل اصطلاح «دائمالخمر» و «الکلی» است که ریشهای ترکیبی از زبانهای فارسی و عربی دارد. در جوامع مختلف، این پدیده به عنوان یک آسیب جسمی و روانی شناخته میشود که اراده و عقلانیت فرد را تحت تأثیر قرار میدهد.
از نظر مذهبی و قرآنی، اگرچه این اصطلاح به طور مستقیم در متن کتاب مقدس مسلمانان ذکر نشده، اما ماده اصلی آن یعنی «خمر» به شدت نفی شده و جزو اعمال شیطانی قلمداد گردیده است. در روایات اسلامی نیز هشدارهای جدی درباره عواقب دنیوی و اخروی دائمالخمر بودن داده شده است که نشاندهنده موضع قاطع دین در برابر این نوع اعتیاد است.
با این حال، نکته بسیار مهم در تحلیل این واژه، تفکیک کاربرد حقیقی آن از کاربرد استعاری و عرفانی در ادبیات کلاسیک فارسی است. در اشعار صوفیانه، کلماتی مانند بادهپرستی، میخوارگی دائم و مستی، کاملاً از معنای مادی و زمینی خود تهی شده و به عنوان نمادهایی برای شوریدگی، عشق ناب به معبود، و رهایی از بندهای خودخواهی و عقل مصلحتاندیش به کار میروند.