یعنی چه
چاک گریبان در لغت به معنای شکاف، بریدگی یا پاره شدن یقه لباس است. در اصطلاح ادبی و عرفانی، این ترکیب کنایه از به سیم آخر زدن، رسوایی مصلحتی، بیتابی شدید در عشق و از دست رفتن عقل در برابر ملامتهای دل است. همچنین در فرهنگ عامه به نشانهٔ سوگواری و اندوه بسیار عمیق در عزاداریها به کار میرفته است.
تلفظ
این ترکیب به صورت اضافهٔ بیانی و با کسرۀ اضافه بین دو واژه تلفظ میشود: چاک (Chāk) + ِ (e) + گریبان (Gerībān).
در جدول
در جدولهای متقاطع، پاسخ این راهنما معمولاً خود واژهٔ «چاک گریبان» (۹ حرفی) یا مترادفهای آن نظیر «یقه پاره» است.
به انگلیسی
برای ترجمه این واژه در حالت اصطلاحی و مجازی از عبارت Slit of the bosom و در حالت ظاهری و فیزیکی از Torn collar استفاده میشود.
به فارسی
مترادفهای فارسی و ترکیبات هممعنی آن شامل پیرهنچاکی، یقه پاره و خرق ثوب است. متضاد آن نیز «گریبان استوار» یا «یقه بسته» است که کنایه از خویشتنداری، وقار و حفظ ظاهر دارد. همخانوادههای واژهٔ چاک شامل چاک خوردن و مچکوک، و برای گریبان شامل گریبانت و گریبانگیر است.
نماد چیست
در ادبیات عرفانی، چاک کردن گریبان نماد برافتادن پردهٔ عقل، تسلیم شدن در برابر جنون عشق و آشکار شدن اسرار درون است؛ چنان که حافظ میفرماید: «ز دست فقر و ملامت کشم به چاک گریبان». همچنین در رسوم باستانی، نمادی از بالاترین حد مصیبت و عزاداری در سوگ عزیزان به شمار میرود.
جمعبندی و توضیح کامل چاک گریبان
ترکیب کنایی و اصیل «چاک گریبان» از دو واژهٔ فارسی «چاک» (به معنی شکاف) و «گریبان» (از واژهٔ پهلوی grivbān به معنی محافظ گردن یا یقه) تشکیل شده است. این عبارت در ادبیات فارسی فراتر از معنای ظاهری پاره شدن لباس، به عنوان ابزاری برای تصویرسازی احوالات درونی انسان، به ویژه در حالات شوریدگی، جنون عشق و بیقراری عارفانه استفاده میشود.
اگرچه این ترکیب عیناً در قرآن نیامده، اما معادل عربی گریبان یعنی واژهٔ «جَیب» (جمع آن: جیوب) در آیه ۳۱ سوره مبارکه نور به کار رفته است. پاره کردن یقه یا چاک زدن آن در فرهنگهای شرقی نمادی از به سیم آخر زدن و رهایی از مصلحتاندیشیهای دنیوی بوده است.
در مجموع، این واژه جلوهای از ادبیات نمادین فارسی است که هم در اشعار عاشقانه و عرفانی برای نشان دادن فاش شدن راز دل و هم در بستر رسوم سنتی برای تجسم اندوه عمیق و سوگواری بیتابانه کاربرد دارد.