یعنی چه
این عبارت یک ترکیب فعلی در زبان فارسی کلاسیک است. در معنای لغوی یعنی «بر تو واجب و لازم است که ببندی» (که در آن ضمیر «ت» به معنی تو است). در مفهوم اصطلاحی و ادبی (به ویژه در عبارت میان بندگی را ببایدت بست)، کنایه از آماده شدن، کمر همت بستن، عزم راسخ داشتن و طاعت و فرمانبرداری کامل است.
تلفظ
تلفظ دقیق این عبارت به صورت «بَـبـایَـدَت بَـسـت» است که از دو بخش فعلی «ببایدت» (فعل وجهی همراه با ضمیر متصل) و «بست» (فعل اصلی) تشکیل شده است.
در جدول
در جدولهای متقاطع ادبی، این عبارت دقیقاً ۹ حرف دارد و معمولاً به عنوان پاسخی برای طراحان جدول با راهنمای «شعر فردوسی در ستایش خدا» یا «کنایه از عزم راسخ و بندگی» به کار میرود.
به انگلیسی
برای بیان مفهوم لغوی از You must bind استفاده میشود، اما برای انتقال مفهوم کنایی و اصطلاحی آن در ادبیات انگلیسی، عبارت تعبیری gird your loins (آماده شدن برای اقدام و سختیها) دقیقترین معادل است.
به عربی
در زبان عربی برای رساندن مفهوم لغوی از ترکیب یجب علیک استفاده میشود و برای رساندن معنای کنایی شعر فردوسی، عباراتی مانند التشمیر (آستین بالا زدن و آماده شدن) یا عزم راسخ به کار میرود.
به فارسی
معادلهای روان و امروزی این عبارت در زبان فارسی شامل «باید آماده شوی»، «باید کمر همت ببندی»، «لازم است عزم خود را جزم کنی» و «باید متعهد شوی» است.
جمعبندی و توضیح کامل ببایدت بست
عبارت «ببایدت بست» یک ترکیب فعلی کهن و اصیل در ادبیات کلاسیک فارسی است که بیش از هر چیز به خاطر حضور در نخستین ابیات شاهنامه فردوسی و در بیت «ستودن نداند کس او را چو هست / میان بندگی را ببایدت بست» شناخته میشود. این ترکیب از نظر دستوری شامل فعل وجهی بایستن و فعل اصلی بستن به همراه ضمیر متصل «ت» است که مجموعاً معنای «بر تو لازم است که ببندی» را میسازد.
در فرهنگ و ادبیات ایرانی، این عبارت زمانی که با واژه «میان» (کمر) همراه میشود، معنایی کنایی و بسیار عمیق پیدا میکند که به نماد عزم راسخ، آمادگی کامل برای نبرد یا خدمت، و تسلیمِ وفادارانه در برابر آفریدگار تبدیل میشود. این واژه کاملاً ریشه در پارسی میانه (پهلوی) دارد و جلوهای از فصاحت زبان حماسی فردوسی است.