یعنی چه
القمقوم (یا قمقوم) در اصل ظرفی فلزی و معمولاً از جنس مس یا برنج با گلویی باریک است که برای نگهداری، گرم کردن یا سرد ماندن مایعات استفاده میشده است. در فرهنگ سنتی قهوه عربی، به بزرگترین ظرف از ستِ دلههای قهوه که برای ذخیره و گرم نگه داشتن قهوه استفاده میشود، القمقوم میگویند. این واژه مجازاً به معنای دریا یا بخش اعظم آن و همچنین کنایه از سرور و مهتر بسیار بخشنده (صاحب خیر فراوان) نیز به کار میرود.
تلفظ
این کلمه به صورت قُمْقُوم (تلفظ حروف با ضمه روی قاف اول و دوم) خوانده میشود.
در جدول
در مسابقات و جدول کلمات متقاطع، پاسخ واژه «القمقوم» دقیقاً ۷ حرف دارد. بسته به نوع طراح سوال، گزینههای کوتاهتری مثل قمقم یا دله نیز ممکن است مدنظر باشند.
به انگلیسی
بسته به کاربرد سنتی یا مدرن این ظرف برای نگهداری مایعات، از واژههای فوق استفاده میشود.
به عربی
در زبان عربی القمقوم همخانواده قُمْقُم است و در فرهنگ سنتی ارتباط نزدیکی با دله قهوه دارد.
به فارسی
معادلهای دقیق فارسی آن شامل واژههای قمقمه، ابریق (آفتابه یا صراحی فلزی)، دله و ظرف آبخوری دهانه باریک است.
در قرآن
واژه «القمقوم» یا ریشههای ثلاثی و رباعی همخانواده آن (مانند قمقم) در متن قرآن کریم کاربرد و سابقهای ندارند.
جمعبندی و توضیح کامل القمقوم
واژه «القمقوم» یک واژه وامگرفته شده از زبان یونانی (ریشه koukoumion) است که ابتدا به صورت «قمقم» یا «قمقمه» وارد زبان عربی شد و سپس به ادبیات و متون کهن فارسی راه یافت. معنای نخست و مادی آن، ظرفی فلزی با دهانه و گلوی باریک برای نگهداری مایعات است که امروزه در فرهنگ عربی به عنوان ظرف بزرگِ ذخیره قهوه شناخته میشود. همچنین در معانی مجازی به دریا و انسان بسیار سخاوتمند نیز القمقوم یا قمقام گفته میشود.
این واژه در ادبیات عامیانه و افسانههای کهن (مانند داستانهای هزار و یک شب) نمادپردازی ویژهای دارد. «قمقوم جادو» یا «قمقم سلیمان» ظرفی فلزی و مهروموم شده بود که بر اساس باورهای اساطیری، موجودات ماوراءالطبیعه مانند جن و دیوهای سرکش توسط حضرت سلیمان در آن زندانی شده و به قعر دریا انداخته میشدند. اصطلاح امروزی غول چراغ جادو در واقع ریشه در همین افسانه جنیانِ حبسشده در قمقوم دارد.