یعنی چه
مخیله به آن بخش از ذهن و قوای باطنی انسان گفته میشود که وظیفهٔ شکلدهی، بازسازی و نگهداری تصاویر ذهنی و مفاهیم غیرمادی را بر عهده دارد؛ قدرتی که به انسان اجازه میدهد چیزهایی را که در حال حاضر حاضر یا عینی نیستند، در ذهن خود مجسم کند.
تلفظ
این واژه به صورت مُخَیِّلَه تلفظ میشود که دارای تشدید روی حرف «ی» و کسره زیر آن است.
در جدول
در کلمات متقاطع، واژهٔ مخیله به عنوان پاسخ برای راهنماهایی چون «قوه خیال» یا «ذهن و اندیشه» به کار میرود و دقیقاً ۵ حرف دارد.
به انگلیسی
رایجترین و دقیقترین معادل این واژه در زبان انگلیسی Imagination است که به قدرت ذهن در خلق تصاویر و ایدههای نو اشاره دارد.
به عربی
این واژه اصالتاً عربی و از ماده «خ ی ل» است و در زبان مبدأ نیز دقیقاً به همین معنای نیروی تصویرسازی ذهنی کاربرد دارد.
به فارسی
در زبان فارسی سره و روان، میتوان از واژههایی مانند «پندار»، «انگاره»، «نیروی گمان» یا «خاطر» به عنوان برگردانها و جایگزینهای مستقیم مخیله استفاده کرد.
نماد چیست
در ادبیات، عرفان و فلسفه، مخیله نمادی از «جهان درون» و «آینهٔ ذهن» انسان است. این قوه به عنوان پل و واسطهای میان عالم محسوسات (مادی) و عالم معقولات (مجرد و فرامادی) شناخته میشود که میتواند حقایق برتر را در قالب تصاویر ذهنی بازنمایی کند.
جمعبندی و توضیح کامل مخیله
واژهٔ مخیله که ریشه در زبان عربی و مادهٔ «خ ی ل» دارد، در زبان و ادبیات فارسی به مفهوم قوهٔ خیال و نیروی تصویرسازی ذهن به کار میرود. این واژه به آن بخش از توانایی باطنی انسان اشاره میکند که میتواند مفاهیم، صورتها و ایدههای غایب یا غیرمادی را در ذهن بازآفرینی و مجسم کند.
در متون فلسفی و ادبی، مخیله جایگاه ویژهای دارد و به عنوان واسطهای میان جهان مادی و ادراکات عقلی شناخته میشود. اگرچه خود این واژه عینا در قرآن نیامده، اما همخانوادههای آن مانند فعل «یُخیَّل» برای توصیف خطای دید و پندار ذهنی به کار رفتهاند. در کاربردهای روزمره و حل جدول نیز این کلمهٔ ۵ حرفی مترادف با ذهن، خاطر، پندار و تصور است.