معنی
واژه گشوده در زبان فارسی به معنای چیزی است که از حالت بسته یا مسدود خارج شده باشد. این کلمه صفت مفعولی از مصدر گشودن است و در متون قدیمی به مفاهیمی چون فراخ، وسیع، آشکار و رها شده نیز اشاره دارد.
یعنی چه
عبارت گشوده یعنی قرار داشتن در وضعیتی که مانعی برای ورود، خروج یا دیدن وجود ندارد. این واژه علاوه بر اشیای فیزیکی (مانند در یا پنجره گشوده)، برای مفاهیم معنوی و ذهنی مانند دلِ گشوده (پذیرا و مهربان) یا مسئلهٔ گشوده (حلشده و واضح) نیز کاربرد دارد.
مترادف
این کلمات در بافتهای مختلف زبانی میتوانند به جای واژه گشوده قرار گیرند و مفهوم باز بودن یا عدم انسداد را برسانند.
متضاد
کلماتی که مفهوم مقابل گشوده را نشان میدهند و بر بسته بودن، قفل بودن یا انسداد دلالت دارند.
هم خانواده
این واژهها همگی از یک ریشه زبانی مشتق شدهاند و معنای مشترک باز کردن و برطرف کردن گرفتگی را در خود دارند.
جمله سازی
در جدول
در جدول کلمات متقاطع، در پاسخ به راهنماییهایی مانند «باز شده» یا «مفتوح»، واژه ۵ حرفی «گشوده» یک جواب دقیق و استاندارد است.
به انگلیسی
رایجترین معادلهای بینالمللی برای انتقال مفهوم گشوده در زبان انگلیسی استفاده میشوند.
به فارسی
برگردان و سادهسازی واژه گشوده به زبان فارسی روان روزمره، کلمات «باز» و «واشده» است که به طور مستقیم همین مفهوم را بیان میکنند.
جمعبندی و توضیح کامل گشوده
واژه «گشوده» یک صفت مفعولی اصیل و فصیح در زبان فارسی است که از فعل «گشودن» مشتق شده و ریشه در زبان پهلوی (فارسی میانه) دارد. معنای اولیه و مادی آن به هر چیزی اشاره دارد که قفل، بند یا انسداد آن برطرف شده و به حالت باز درآمده باشد؛ مانند درها، پنجرهها یا کتابی که باز است. این کلمه به دلیل قدمت و ساختار منعطف خود، جایگاه ویژهای در ادبیات فارسی دارد.
در ابعاد استعاری و عرفانی، «گشوده» فراتر از یک وضعیت فیزیکی رفته و نمادی از صلح، پذیرا بودن، رهایی از بنبست، و جریان یافتن رحمت و برکت الهی محسوب میشود. عباراتی چون «دلِ گشوده» یا «آغوش گشوده» نشاندهنده ابراز محبت، شفافیت و آمادگی برای پذیرش حقیقت است. همچنین در ترجمههای قرآنی، این واژه معادل مفاهیمی چون «مفتوحة» (مانند درهای گشوده بهشت) و «مبشوطتان» (دستهای گشوده خداوند به نشانه بخشش) قرار میگیرد که بار معنایی مثبت و امیدبخشی به آن میبخشد.