یعنی چه
السباله در لغت به معنی موی پشت لب یا همان سبیل و بروت است. همچنین به موهایی که گرداگرد دهان و چانه تا سر ریش میرویند نیز اطلاق میشود. در معنای ثانویه و مجازی، این واژه به خوشه گندم و باران ریزان و فراوان نیز اشاره دارد.
تلفظ
این کلمه در اصل عربی با همزه وصل و ادغام «ل» در «س» به صورت «اَسسَبَلَه» تلفظ میشود و شکل معرفه واژه «سَبَلَة» است.
در جدول
در جدولهای متقاطع کلمات، واژه «السباله» به عنوان یک کلمه ۷ حرفی و در پاسخ به راهنماهایی همچون «سبیل در زبان عربی» یا «بروت» کاربرد دارد.
به انگلیسی
معادلهای انگلیسی این واژه مستقیماً به موی پشت لب مردان اشاره دارند.
به عربی
در زبان عربی معاصر بیشتر از واژه «الشارب» استفاده میشود، اما «السبلة» و جمع آن «السبال» در متون کهن به کار رفتهاند.
به فارسی
معادلهای دقیق فارسی و رایج این واژه در ادبیات فارسی «سبلت» و «بروت» هستند که امروزه بیشتر به صورت «سبیل» تلفظ و شناخته میشوند.
نماد چیست
در فرهنگ و ادبیات فارسی و عربی، سبلت و سبال (السباله) نماد ظاهر مردانه، ابهت و غرور بودهاند؛ چنانکه اصطلاح «باد در سبلت افکندن» کنایه از تکبر، فخرفروشی و ادعای پوچ است.
جمعبندی و توضیح کامل السباله
واژه «السباله» شکل معرفه به لایف (ال) از کلمه عربی «سَبَلَة» است که به معنای موی پشت لب (سبیل)، بروت یا موهای گرداگرد دهان و چانه تا ابتدای ریش به کار میرود. این کلمه از ریشه ثلاثی مجرد (سبل) گرفته شده که مفهوم جریان داشتن، فروهشتن و روییدن را در خود دارد. اگرچه خود این لفظ در قرآن نیامده، اما همخانوادههای مشهوری مانند «السبیل» (راه) و «سبل» بارها در آیات قرآنی استفاده شدهاند.
در ادبیات کلاسیک فارسی، جمع این واژه یعنی «سِبال» و شکل دگرگونشده آن یعنی «سبلت» به وفور در اشعار شاعران بزرگی چون مولوی و فردوسی به چشم میخورد. در این بافت ادبی، السباله یا سبلت معمولاً نمادی از ابهت، مردانگی و در عین حال غرور و تکبر ظاهری انسانهاست.
امروزه این واژه بیشتر در کاربردهای فکری، ادبی و به ویژه در طراحی طراحان جدولهای کلمات متقاطع به عنوان یک جایگزین فصیح و کهن برای کلمات سبیل و بروت مورد توجه قرار میگیرد.