یعنی چه
مشتبه گردیدن به معنای آن است که امر یا حقیقتی برای فرد کدر، درهم و برهم و شبههناک شود، به طوری که نتواند اصل واقعیت را از امر فرعی یا نادرست تشخیص دهد و دچار خطای ذهنی یا اشتباه در قضاوت شود.
تلفظ
این عبارت از دو بخش تشکیل شده است: «مُشْتَبِه» (با واو پیش و تاء و باء زبر و هاء ساکن در حالت وقفی) که واژهای وامگرفته از عربی است، به همراه مصدر فارسی «گردیدن».
در جدول
در جدولهای متقاطع، برای راهنمای «در شک افتادن» یا «پوشیده شدن امر»، پاسخ اصلی خودِ عبارت «مشتبه گردیدن» با ۱۱ حرف است. واژههای ملتبس شدن یا اشتباه شدن نیز کاربرد دارند.
به انگلیسی
برای انتقال مفهوم مشتبه گردیدن در زبان انگلیسی، بسته به سیاق متن از عباراتی که نشاندهنده ابهام، سردرگمی یا عدم قطعیت در شناخت هستند استفاده میشود.
به فارسی
بر اساس لغتنامههای معتبر نظیر دهخدا و معین، مترادفهای فارسی و رایج این عبارت شامل اشتباه شدن، ملتبس شدن، مبهم شدن، و مشکوک شدن است. متضاد آن نیز واژههایی چون معلوم گردیدن، مبرهن شدن و آشکار شدن هستند.
نماد چیست
برای این ترکیب مصدری انتزاعی، نماد مادی یا سنتی خاصی در فرهنگ عامه وجود ندارد؛ اما در ادبیات تمثیلی، «غبار» یا «مه» معمولاً نمادی از شرایطی است که در آن امور مشتبه و کدر میشوند و حقیقت به سختی دیده میشود.
جمعبندی و توضیح کامل مشتبه گردیدن
عبارت «مشتبه گردیدن» یک مصدر مرکب است که از ترکیب اسم فاعل عربی «مشتبِه» (برآمده از ریشه ثلاثی مجرد شبه به معنی مانند بودن و باب افتعال) و فعل معین فارسی «گردیدن» ساخته شده است. این اصطلاح دقیقاً به زمانی اشاره دارد که دو یا چند چیز چنان به هم شبیه میشوند که مرز میان حقیقت و باطل از بین رفته و فرد دچار شبهه، خطا و اشتباه در شناخت میشود.
این واژه در ادبیات کلاسیک و متون دینی نیز ریشه عمیقی دارد؛ برای نمونه در قرآن کریم نیز از همین ریشه برای توصیف میوههایی استفاده شده که در ظاهر کاملاً شبیه به یکدیگرند اما باطن و طعم متفاوتی دارند و ممکن است در نگاه اول مشتبه به نظر برسند. در زبان روزمره و ادبی، غبار و مه اصطلاحات تمثیلی زیبایی هستند که برای توصیف فضای برخاسته از مشتبه شدن امور به کار میروند.