یعنی چه
این عبارت یک اصطلاح و ترکیب کنایی در زبان فارسی است که به معنای بیارزش یا بیاهمیت جلوه کردن چیزی در نظر دیگران است. در گذشته این اصطلاح صرفاً برای کالا و مادیات به کار میرفت، اما امروزه بیشتر کاربرد معنوی و کنایی دارد و برای سخن، اندیشه یا رفتاری که در میان مردم پذیرش و جایگاهی ندارد استفاده میشود.
تلفظ
تلفظ این عبارت کنایی به صورت [خَ رِی دا رْ نَ دا رَ دْ] است که از ترکیب اسم فاعل «خریدار» و فعل منفی «ندارد» ساخته شده است.
در جدول
در جدولهای متقاطع، پاسخ این عبارت بر اساس تعداد حروف خواستهشده مشخص میشود. پاسخ دقیق خود عبارت ۱۱ حرف دارد، اما کلماتی مانند «کاسد» یا «بیمشتری» نیز به عنوان معادلهای جدولی آن کاربرد دارند.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی بسته به مادی یا معنوی بودن کلام، از عباراتی که نشاندهنده نبودِ تقاضا یا طرفدار است استفاده میشود.
به عربی
در زبان عربی اصطلاح «لا سوق له» دقیقاً معادل کنایی بیرونق بودن و خریدار نداشتن ایده یا کالا است.
به فارسی
از نظر واژهگزینی و برگردانِ معنایی در زبان فارسی، کلماتی مانند کاسد، بیرونق، بیمشتری و کمارزش به عنوان معادلهای دقیق این ترکیب کنایی شناخته میشوند. همچنین ریشه واژه اصلی آن یعنی «خرید» به زبان پهلوی (xrīdan) بازمیگردد.
جمعبندی و توضیح کامل خریدار ندارد
عبارت «خریدار ندارد» یک ترکیب کنایی و اصطلاح کاربردی در زبان فارسی است که ریشه در فرهنگ دادوستد دارد. این عبارت در گذشته بیشتر برای کالاهای کمارزش، معیوب یا بیرونق در بازار به کار میرفت که کسی مایل به پرداخت پول برای آنها نبود؛ اما به مرور زمان، دامنه معنایی آن گسترش یافته و امروزه فاقد جنبههای صرفاً مادی است.
در کاربردهای مدرن و معنوی، این اصطلاح برای افکار، عقاید، نظریهها، آثار هنری یا رفتارهایی به کار میرود که در میان جامعه یا مخاطبان هدف، مورد استقبال و پسند قرار نمیگیرند. به عنوان مثال، وقتی گفته میشود «اینگونه سخنان دیگر خریدار ندارد»، یعنی جامعه از شنیدن آن خسته شده و دیگر توجهی به آن نمیکند.
در فرهنگ عامه و ادبیات نیز این عبارت نمادی از «متاع بیارزش» یا حتی «سخن حق در میان نااهلان» است؛ جایی که گوینده احساس میکند گوهر اندیشهاش در بازارِ نادانان قدر و قیمتی ندارد. از نظر مفهومی، این اصطلاح با عبارت قرآنی «بضاعة مزجاة» (کالای کمارزش که به سختی پذیرفته میشود) نیز همپوشانی معنایی دارد.