یعنی چه
این عبارت به معنای کنارهگیری ارادی از معاشرت با دیگران و حضور در اجتماع است. این کار میتواند به قصد عبادت، تزکیه نفس، کار علمی و هنری، یا به دلیل سرخوردگیهای اجتماعی و روحی انجام شود.
تلفظ
تلفظ روان این عبارت فعلی به صورت «گوشهنشینی اختیار کردن» است که از ترکیب واژگان فارسی و واژهٔ دخیل عربی ساخته شده است.
در جدول
پاسخ دقیق ۱۹ حرفی برای این معما در جدول، خودِ عبارت «گوشه نشینی اختیارکردن» است. همچنین کلماتی مانند عزلت گزیدن و انزوا طلبیدن نیز به عنوان پاسخهای جایگزین کاربرد دارند.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی برای بیان این مفهوم از عباراتی که نشاندهنده عقبنشینی از اجتماع یا قرنطینه کردن خود از جهان پیرامون است استفاده میشود.
به عربی
در زبان عربی افعال مشتق از ریشههای عزل و نزو به خوبی مفهوم کنارهگیری و گوشهگیری را منتقل میکنند.
در قرآن
خود این عبارت فارسی در متن قرآن نیست، اما ریشههای عملی آن به وفور دیده میشود. برای نمونه در آیه ۱۶ سوره کهف آمده است: «وَإِذِ اعْتَزَلْتُمُوهُمْ وَمَا يَعْبُدُونَ إِلَّا اللَّهَ...» که به کنارهگیری اصحاب کهف از قوم مشرک خود اشاره دارد. همچنین واژه اعتکاف به گوشهنشینی عبادی در مسجد دلالت میکند.
جمعبندی و توضیح کامل گوشه نشینی اختیارکردن
عبارت «گوشه نشینی اختیار کردن» یک اصطلاح فعلی مرکب در زبان فارسی است که از ترکیب واژههای گوشه (کنج)، نشینی (نشستن) و فعل اختیار کردن (برگزیدن) پدید آمده است. این مفهوم ریشه در فرهنگ سنتی، عرفانی و ادبی ایران دارد؛ جایی که عارفان و سالکان برای رسیدن به کمال روحی و دوری از هیاهوی دنیا، خلوتگزینی را بر حضور در جلوت و اجتماع ترجیح میدادند.
در ادبیات کلاسیک ما، مرغ افسانهای «عنقا» یا همان سیمرغ به دلیل زندگی در کوه قاف و پنهان بودن از چشم همگان، نماد مطلق این نوع سبک زندگی و عزلتنشینی به شمار میرود. همچنین جغد نیز به دلیل سکونت در خرابهها نمادی دیگر از دوری از آبادیها است.
امروزه این واژه علاوه بر ابعاد مثبت عبادی و عرفانی (مانند اعتکاف)، گاه بار معنایی روانی و اجتماعی به خود میگیرد که نشاندهنده سرخوردگی، افسردگی یا فرار ارادی فرد از تعاملات روزمره با جامعه است.