یعنی چه
واژه دژمروی یک صفت مرکب در زبان فارسی است و به حالت یا ویژگی کسی اشاره دارد که به دلیل افسردگی، اندوه فراوان یا عصبانیت و خشم، چهرهاش گرفته، تیره و اخمو است. این کلمه در ادبیات کلاسیک برای توصیف احوال افراد اندوهگین یا خشمگین به کار میرود.
تلفظ
تلفظ صحیح این واژه به صورت «دُژَمروی» است؛ به طوری که حرف دال دارای ضمه (ـُ)، حرف ژژ دارای فتحه (ـَ) و میم ساکن است.
در جدول
در کلمات متقاطع، پاسخ به راهنمای «افسردهحال یا اخمو» میتواند واژه ۶ حرفی «دژمروی» یا مترادفهای آن نظیر عبوس و نژند باشد.
به انگلیسی
برای انتقال مفهوم دژمروی در زبان انگلیسی از صفاتی استفاده میشود که همزمان حس اخم، اندوه و گرفتگی چهره را القا کنند.
به عربی
در زبان عربی واژگانی که به تغییر حالت چهره بر اثر خشم یا حزن شدید اشاره دارند، معادل این اصطلاح قرار میگیرند.
به فارسی
این واژه کاملاً اصیل و سره فارسی است. واژگان همخانواده آن «دژم» و «دژمان» هستند که ریشه در پارسی میانه (پهلوی) دارند. واژههای متضاد آن نیز شامل خندان، گشادهرو و شادرو میباشند.
نماد چیست
در ادبیات کلاسیک و اشعار کهن فارسی، «ابر خریف» (ابر پاییزی) یا آسمان تیره و بارانی به دلیل گرفتگی و تاریکی، به عنوان نماد و استعارهای از دژمروی و چهرهٔ غمگین انسان به کار رفته است.
جمعبندی و توضیح کامل دژم روی
واژه «دژمروی» یکی از ترکیبات وصفی اصیل و زیبای زبان فارسی است که ریشه در دوران باستان و زبان پهلوی دارد. این کلمه از دو جزء «دژم» به معنای آشفته، خشمگین یا اندوهناک و «روی» به معنای چهره تشکیل شده است و در مجموع تصویر فردی را ترسیم میکند که بار سنگین غم یا عصبانیت شدید، صورت او را کدر، اخمو و درهمکشیده کرده است.
در شعر و ادب فارسی، شاعران بزرگ برای فضاسازیهای حسی و توصیف احوال درونی شخصیتها یا حتی پدیدههای طبیعی مانند ابر و آسمان پاییزی از این واژه بهره بردهاند. شناخت این دست واژگان به درک عمیقتر متون کهن و غنای واژگانی مخاطبان کمک شایانی میکند.