یعنی چه
مدل پروپاگاندا (Propaganda Model) یک نظریه ساختاری در علوم ارتباطات و اقتصاد سیاسی رسانه است که توسط نوآم چامسکی و ادوارد هرمن مطرح شد. این نظریه توضیح میدهد که چگونه رسانههای جمعی بزرگ و خصوصی، به دلیل وابستگیهای مالی و ساختاری خود، اخبار و اطلاعات را از پنج فیلتر ویژه عبور میدهند. این کار باعث میشود که خروجی رسانهها بهطور نظاممند در راستای حفظ منافع نخبگان سیاسی و اقتصادی باشد و به نوعی «تولید رضایت» در افکار عمومی منجر شود. به عنوان یک مثال عینی و روزمره، وقتی یک شبکه تلویزیونی بزرگ از پوشش گسترده و نقادانه اخبار مربوط به فساد مالی شرکت مادر خود یا آگهیدهندگان اصلیاش خودداری میکند و در عوض تمرکز خود را بر موضوعات حاشیهای میگذارد، کاربر در عمل جریانی یکسویه از اطلاعات را دریافت میکند که نتیجه آن پنهان ماندن حقایق ساختاری و مهندسی افکار عمومی است.
تلفظ
این عبارت ترکیبی از دو واژه است؛ «مُدِل» که ریشه فرانسوی دارد و «پُرُپَاگَاندَا» که از ریشه لاتین گرفته شده است.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، این اصطلاح معمولاً به عنوان پاسخ برای طراحانی است که به دنبال نظریه رسانهای چامسکی، الگوی تبلیغات سیاسی یا مکانیسم فیلترهای پنجگانه رسانهای هستند.
به انگلیسی
این اصطلاح در ادبیات علمی و بینالمللی علوم سیاسی و رسانه به صورت علمی با عنوان Propaganda Model شناخته میشود.
به فارسی
معادلهای فارسی این اصطلاح شامل «الگوی تبلیغات سیاسی»، «مدل جریانسازی رسانهای» و «نظریه تولید رضایت» است که جهت تبیین ساختار هدایت افکار عمومی به کار میروند.
نماد چیست
این مدل فاقد یک نماد گرافیکی رسمی و واحد است؛ اما در ادبیات رسانهای و کاریکاتورهای سیاسی، معمولاً با نمادهایی همچون «۵ فیلتر رسانهای متوالی»، «قیچی سانسور ساختاری» یا «نخهای خیمهشببازی متصل به میکروفون رسانهها» که نشاندهنده کنترل سرمایهداران بر جریان خبر است، به تصویر کشیده میشود.
جمعبندی و توضیح کامل مدل پروپاگاندا
مدل پروپاگاندا یک چارچوب تحلیلی قدرتمند در اقتصاد سیاسی رسانههاست که نخستین بار در سال ۱۹۸۸ توسط نوآم چامسکی و ادوارد هرمن در کتاب «تولید رضایت» صورتبندی شد. این مدل بر این فرض استوار است که رسانههای جمعی برخلاف ادعای بیطرفی، به دلیل ماهیت تجاری و وابستگی به نهادهای قدرت، اخبار را از فیلترهایی مانند مالکیت شرکتهای بزرگ، وابستگی به آگهیدهندگان، اتکا به منابع خبری رسمی و دولتی، فشار و شکواییههای حقوقی (Flak)، و ایدئولوژیهای مسلط عبور میدهند.
نتیجهٔ عملکرد این فیلترهای پنجگانه این است که اخبار دگراندیشانه یا منتقد ساختار کلان اقتصادی و سیاسی حذف یا حاشیهای میشوند، در حالی که اخبار هماهنگ با منافع نخبگان حاکم برجسته میگردند. این روند به طبقه حاکم اجازه میدهد بدون نیاز به سانسور مستقیم و خشن دولتی، افکار عمومی را مهندسی کرده و رضایت تودهها را برای سیاستهای خود جلب کند.
در دنیای امروز و با گسترش شبکههای اجتماعی، اگرچه تکثر رسانهای بهظاهر بیشتر شده است، اما تحلیلگران معتقدند الگوریتمهای پلتفرمهای بزرگ دیجیتال و وابستگی شدید آنها به درآمدهای تبلیغاتی و دادههای کلان، شکل جدید و پیچیدهتری از همین مدل پروپاگاندا را بازتولید کرده است.