یعنی چه
گوشمال دادن در اصطلاح عامیانه و مجاز به معنای تنبیه کردن، ادب کردن، سیاست کردن و اعمال مجازات خفیف به منظور هشدار دادن است. همچنین در اصطلاح تخصصی موسیقی سنتی، به معنی چرخاندن گوشیهای سازهای زهی (مانند تار و سه تار) برای کوک کردن سیمهای آنها به کار میرود.
تلفظ
تلفظ صحیح این عبارت مصدری به صورت «گُوشمال دادَن» است.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، عبارت «گوشمال دادن» به عنوان پاسخ ۱۰ حرفی برای راهنمای «تنبیه کردن یا کوک کردن ساز» شناخته میشود.
به انگلیسی
برای انتقال مفهوم گوشمال دادن در زبان انگلیسی، بسته به میزان جدیت تنبیه، از واژگان فوق استفاده میشود.
به عربی
در زبان عربی واژه «تعریک» دقیقاً به معنای فیزیکی مالیدن گوش است و واژگان تادیب و عقاب جنبه معنایی آن را پوشش میدهند.
به فارسی
واژگان هممعنی و مترادف فارسی آن شامل تنبیه، تادیب، مجازات، سیاست، عقاب و گوشتابی است. متضادهای آن نیز شامل تشویق کردن، پاداش دادن و نواختن (لطف کردن) میشود. همخانوادههای آن گوشمالی، گوشمالدیده و مالش هستند.
نماد چیست
این عبارت نماد تصویری ثبتشدهای ندارد؛ اما در فرهنگ عامه و سنتی ایران، گرفتن یا مالیدن گوش نمادی از تنبیه خیرخواهانه و آمیخته به شفقتِ بزرگترها (مانند پدر، مادر یا معلم) برای آگاه کردن خطاکار به شمار میرود.
جمعبندی و توضیح کامل گوشمال دادن
اصطلاح «گوشمال دادن» یک مصدر مرکب خالص فارسی است که ریشه فیزیکی و مادی آن به عملِ واقعیِ پیچاندن و مالیدن گوش کودکان یا افراد خطاکار بازمیگردد. این رفتار عینی به مرور زمان در ادبیات و زبان روزمره تغییر کاربرد داده و به عنوان یک استعاره و اصطلاح مجازی برای هرگونه تنبیه خفیف، تادیب، هشدار و سیاست کردن به کار رفته است.
از سوی دیگر، این واژه در موسیقی سنتی ایران یک اصطلاح کاملاً تخصصی است؛ به طوری که نوازندگان سازهای زهی مانند تار، دوتار و بربط، به عملِ چرخاندن گوشیهای ساز برای تنظیم و کوک کردن سیمها، «گوشمال دادن» یا گوشمالی میگویند که علت این نامگذاری شباهت ظاهری پیچاندن گوشی ساز با گوش انسان است.
در مجموع، این واژه پیوند جالبی میان یک رفتار انضباطی در فرهنگ عامه و یک تکنیک ظریف در هنر موسیقی برقرار کرده است و هنرمندانی چون سعدی نیز در اشعار خود از جنبه تادیبی آن بهره بردهاند.