یعنی چه
استراتژی به معنای خطمشی، تدبیر و طرحی کلان و آیندهنگرانه است که مسیر حرکت برای رسیدن به اهداف مشخص را تعیین میکند. برای مثال، در فضای کسبوکار مدرن، یک شرکت ممکن است «تمرکز بر فروش آنلاین و حذف واسطهها» را به عنوان استراتژی اصلی خود انتخاب کند تا بتواند هزینهها را کاهش داده و سهم بازار را تصاحب کند؛ در این راستا تمام تبلیغات، لجستیک و بودجهبندی شرکت بر اساس این طرح کلان تنظیم میشود.
تلفظ
این واژه به صورت [اِستِراتِژی] تلفظ میشود و ساختار آوایی آن برگرفته از ریشه فرانسوی آن است.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، این کلمه معمولاً با راهنماهایی چون «راهبرد»، «تدبیر کلان» یا «هنر فرماندهی لشکر» هدایت میشود و دقیقاً ۸ حرف دارد.
به انگلیسی
معادل دقیق و همریشه این واژه در زبان انگلیسی Strategy است.
به عربی
در زبان عربی از وامواژه «إستراتيجية» برای مفاهیم مدرن و از کلمه «خطة» یا «تدبیر» برای مفهوم عمومی آن استفاده میشود.
به فارسی
بهترین و دقیقترین معادل مصوب فارسی برای این کلمه «راهبرد» است. واژههای دیگری نظیر تدبیر، سیاست، نقشه و خطمشی نیز در بافتهای مختلف به عنوان معادل فارسی آن به کار میروند.
معنی انگلیسی/خارجی
واژه استراتژی ریشه در زبان یونانی باستان دارد و از کلمه «Strategos» (مرکب از stratos به معنی ارتش و agein به معنی هدایت کردن) به معنای «هنر ژنرالها» یا «فرماندهی لشکر» اقتباس شده است. این واژه از طریق زبان فرانسوی (Stratégie) وارد ادبیات اداری، نظامی و مدیریتی زبان فارسی شده است.
جمعبندی و توضیح کامل استراتژی
استراتژی یا راهبرد، چارچوبی کلان و بلندمدت است که مسیر حرکت یک سازمان، کشور یا فرد را برای رسیدن به اهداف بزرگ مشخص میکند. برخلاف تاکتیک که به اقدامات کوتاهمدت و روزمره میپردازد، استراتژی نگاهی همهجانبه به آینده دارد و به ما میگوید که برای موفقیت باید روی چه زمینههایی تمرکز کنیم و از چه کارهایی دست بکشیم.
این واژه که روزگاری تنها در میدانهای جنگ و برای فرماندهی ارتشها به کار میرفت، امروزه به قلب تپنده مدیریت، اقتصاد و حتی برنامهریزیهای فردی تبدیل شده است. داشتن یک استراتژی دقیق کمک میکند تا منابع محدود به بهترین شکل ممکن تخصیص یابند و در مواجهه با بحرانها، جهت اصلی حرکت گم نشود.