یعنی چه
تسبیح در لغت و اصطلاح دینی به معنای مبرّا کردن پروردگار از هرگونه کاستی، شریک و نیاز است. در متون و احادیث اسلامی، این واژه علاوه بر گفتن ذکر «سبحانالله»، به هر نوع عبادتی که جلال و عظمت الهی را یادآوری کند (مانند نماز یا حتی طلب علم) نیز اطلاق میشود.
تلفظ
واژه تسبیح با فتح تاء و سکون سین (تَسبیح) و احادیث با فتح الف و حاء (اَحادیث) تلفظ میشود.
در جدول
در جدولهای متقاطع کلمات، عبارت «تسبیح در احادیث» به عنوان یک عبارت سیزده حرفی شناخته میشود که به مفهوم پاک شمردن ذات حق اشاره دارد.
به انگلیسی
برای بیان مفهوم تسبیح و ستایش خداوند در زبان انگلیسی از واژگان فوق استفاده میشود.
به عربی
در زبان عربی علاوه بر مصدر اصلی التسبيح، گاهی از مصدر منحوت (تراشیده شده) «سبحلة» نیز برای نشان دادن گفتن ذکر سبحانالله استفاده میکنند.
به فارسی
معادلهای فارسی دقیق این واژه شامل تنزیه، تقدیس، پاک دانستن خدا از بدیها و نقایص، و استمرار در ذکر و یاد پروردگار است.
در قرآن
ریشه این واژه ۹۲ بار در قالبهای مختلف در قرآن کریم به کار رفته است. هفت سوره قرآن با تسبیح آغاز میشوند که به «مسبحات» معروف هستند. بر اساس آیاتی مانند آیه ۴۴ سوره اسراء، تمام موجودات جهان در حال تسبیح پروردگار هستند، هرچند انسانها تسبیح آنها را درک نمیکنند.
جمعبندی و توضیح کامل تسبیح در احادیث
تسبیح در احادیث و روایات اسلامی جایگاه بسیار والایی دارد و حقیقت آن، هوشیاری قلب و پاک و منزه دانستن پروردگار از هرگونه عیب، نقص و شبیه بودن به مخلوقات است. در متون حدیثی، حقیقتِ تسبیح به معنای شتاب پیاپی و مداوم در مسیر پرستش تعریف شده که مظهر بارز لفظی آن ذکر «سبحانالله» و مظهر مادی آن مهرههای به رشته کشیده شده (تسبیح) است.
روایات متعدد تأکید میکنند که حتی همراه داشتن تسبیح مادی با نیت یاد خدا، فضیلت دارد و نمادی از استمرار توجه به حق و طهارت روحی است. در حقیقت، تسبیح گویای تسلیم محض انسان در برابر جلال الهی و همسویی او با نغمه همگانی تمام موجودات آفرینش است که همواره در حال تقدیس خداوند هستند.