معنی
واژه ماسوا در لغت به معنای سوایِ چیزی، بهجز یا غیریت است. در متون فلسفی و عرفانی، این کلمه اختصاری از ترکیب «ماسویالله» است و به تمامی جهان آفرینش، ممکنات، مخلوقات و کائنات که هویتی جدا از ذات باریتعالی دارند، اطلاق میشود.
یعنی چه
این واژه نشاندهنده مرز میان خالق و مخلوق است. وقتی در ادبیات گفته میشود «دلبستگی به ماسوا»، مقصود هر نوع تعلق خاطر به دنیا، مادیات، افراد یا هر پدیده دیگری است که انسان را از توجه به حقیقت مطلق یعنی خداوند بازمیدارد.
مترادف
واژههایی مانند غیر، جز و ماعدا جنبه لغوی این کلمه را پوشش میدهند، در حالی که کلماتی مثل مخلوقات و کائنات به مفهوم اصطلاحی و جهانشناختی آن اشاره دارند.
تلفظ
این واژه در زبان فارسی به صورت «ماسَوا» (mā-savā) تلفظ میشود که ریشه در ترکیب عربی «ما سِوَى» دارد.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، در پاسخ به راهنماهایی همچون «هر چه غیر از خداست»، «جهان خلقت» یا «بهجز و غیر از» با تعداد حروف ۵، واژه «ماسوا» مد نظر قرار میگیرد.
به فارسی
معادلهای دقیق فارسی سره برای جنبه لغوی آن کلماتی چون «سوایِ» یا «بهجز» است و برای جنبه اصطلاحی و فلسفی آن میتوان از تعابیری مثل «جهانِ آفریده» یا «گیتی» استفاده کرد.
نماد چیست
در ادبیات عرفانی و تصوف، ماسوا نماد جهان مادی، تعلقات دنیوی و حجاب کثرت است. سالک و عارف در مسیر سیر و سلوک تلاش میکند تا از ماسوا (هر چه غیر خداست) دل بکند و متوجه حق شود تا به مقام فنا برسد.
جمعبندی و توضیح کامل ماسوا
واژه «ماسوا» ترکیبی با ریشه عربی (ما + سوی) است که در زبان فارسی کاربرد ادبی، فلسفی و عرفانی عمیقی پیدا کرده است. این کلمه در اصطلاح خلاصه شدهی عبارت «ماسویالله» است و برای اشاره به کل نظام آفرینش، کائنات و موجوداتی که وجودشان وابسته به واجبالوجود است، به کار میرود.
در نگاه عارفان و شاعران بزرگ ایران، ماسوا تنها یک اصطلاح فلسفی نیست، بلکه نمادی از تعلقات دنیوی و مادی است که میتواند مانع رشد معنوی انسان شود. گذشتن از ماسوا و بریدن از آن، شرط اصلی رسیدن به توحید ناب و اتصال به حقیقت مطلق قلمداد میشود.