یعنی چه
توجیب در لغت به معنی برنامهریزی و عادت دادن به امساک در خوراک است؛ یعنی انسان خود، اهل خانه یا چهارپایانش را طوری بار بیاورد که در طول یک شبانهروز تنها یک بار غذا بخورند. همچنین این واژه به معنی یک بار دوشیدن شتر در ۲۴ ساعت و یا خسته و مانده شدن چهارپایان بر اثر کار زیاد نیز به کار میرود.
تلفظ
این کلمه بر وزن تَفعِیل تلفظ میشود که در آن حرف واو ساکن و جیم دارای مده و کشیده است.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، اگر به دنبال واژهای ۵ حرفی با ریشه عربی به معنی خو گرفتن به کمخوری یا یک بار طعام خوردن در روز هستید، پاسخ اصلی توجیب است.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی معادل تککلمهای دقیقی برای این مفهوم وجود ندارد و بیشتر از عبارات توصیفی مربوط به محدودیت غذایی یا روزهداری استفاده میشود.
به عربی
این واژه اصالتاً عربی است و در فرهنگهای معتبری مانند لسانالعرب و منتهیالارب دقیقاً به همین معنای امساک و یک بار دوشیدن ناقه در شبانهروز ثبت شده است.
به فارسی
در متون کهن فارسی و بر اساس کتاب تاج المصادر بیهقی، برگردان و معنای این واژه را «در شبانهروز یک وقت نهادن طعام خوردن را» آوردهاند که نوعی برنامهریزی سختگیرانه برای خوراک به شمار میرود.
نماد چیست
کلمه توجیب بیشتر یک واژه لغوی، فقهی و کاربردی در زبان عربی قدیم بوده و برخلاف برخی واژگان دیگر، وارد قلمرو نمادشناسی، استعارههای ادبی یا تصویرسازیهای شاعرانه نشده است.
جمعبندی و توضیح کامل توجیب
واژه «توجیب» یک مصدر معرب از ریشه ثلاثی مجرد «و ج ب» در باب تفعیل است. این واژه در فرهنگهای لغت به عنوان یک اصطلاح رفتاری و معیشتی شناخته میشود که به معنای عادت دادن خود یا جانداران تحت سرپرست به کمخوری شدید و اکتفا کردن به یک وعده غذا در ۲۴ ساعت است. در کتابهای کهن مانند تاجالمصادر بیهقی و لغتنامه دهخدا، این کار نوعی امساک و انضباط سختگیرانه در تغذیه توصیف شده است.
علاوه بر جنبه تغذیه انسان، این کلمه در سبک زندگی عشایری قدیم برای چهارپایان نیز کاربرد داشته است؛ به طوری که یک بار دوشیدن شتر در شبانهروز یا خستگی شدید ساق پاهای حیوان بارکش را نیز توجیب میگفتند. این کلمه با وجود داشتن همخانوادههای پرکاربردی مثل واجب و موجب، خود در زبان فارسی امروز به ندرت استفاده میشود و بیشتر در متون کلاسیک یا طراحان جدول کاربرد دارد.