یعنی چه
این واژه دومشخص مفرد از فعل ماضی استمراری یا شرطی مصدر کهن «بستدن» (به معنی ستاندن و گرفتن) است. در ادبیات کلاسیک فارسی به معنای ربودن، دریافت کردن یا تسخیر کردن چیزی از سوی مخاطب به کار میرفته است.
تلفظ
تلفظ صحیح این واژه به صورتِ [بِ سْ تَدْ دی] (bestadi) در وزن فاعلن است.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، پاسخ این واژه با توجه به تعداد حروف (۵ حرف)، خود کلمهٔ «بستدی» یا معادلهای آن مانند «گرفتی» و «ستاندی» است.
به انگلیسی
معادل انگلیسی این فعل در زمان گذشته ساده یا گذشته استمراری بیان میشود.
به عربی
در زبان عربی برای صیغه دوم شخص مفرد مذکر حاضر از افعال معادل اخذ و گرفتن استفاده میشود.
به ترکی
در زبان ترکی استانبولی فعل گرفتن (Almak) در وجه گذشته ساده و استمراری معادل این واژه است.
به فارسی
معادلهای روان و امروزی این واژه شامل عباراتی چون «ستاندی»، «گرفتی»، «ربودی» و «بازپس گرفتی» است که متضاد آن افعالی نظیر «دادی»، «بخشیدی» و «عطا کردی» میشود.
جمعبندی و توضیح کامل ب ستدی
واژهٔ «بستدی» یک لغت مستقل در قالب اسم یا صفت نیست، بلکه شکلی تصریفشده و کهن از فعل در زبان فارسی دری است. این واژه از پیشوند پهلوی «بِـ» به همراه مصدر «ستدن» (در فارسی میانه stadan) ساخته شده و ریشهای کاملاً ایرانی و پارسی دارد. در متون نظم و نثر کلاسیک، این فعل به عنوان دومشخص مفرد ماضی استمراری یا شرطی به کار میرفته است.
نمونهٔ بارز کاربرد این واژه را میتوان در اشعار فرخی سیستانی مشاهده کرد، آنجا که میگوید: «من ز همه جهان دلی داشتم، آمدی و ز دست من بستدی». این بیت به خوبی نشان میدهد که معنای واژه همان «میگرفتی» یا «بازپس گرفتی» در یک سیاق ادبی و عاطفی است.
بنابراین، در بررسیهای معنایی و حل جدول، این واژهٔ ۵ حرفی کاملاً اصیل بوده و به مفاهیمی همچون ستاندن، ربودن و حتی در برخی متون به مجاز، به معنی فتح و مسخر کردن اشاره دارد. این واژه هیچگونه ریشه یا کاربرد خارجی و بیگانه ندارد.