یعنی چه
شکمپرور در لغت به معنای شکمپرست، پرخور و شکمباره است. این واژه به فردی اطلاق میشود که تمام همت و تلاشش صرف تهیه، پخت و خوردن غذاهای لذیذ و رنگارنگ میشود. در مفهوم کنایی و اخلاقی نیز به آدمهای عیاش، شهوتپرست و نفسپرور که مادیات و لذتهای زودگذر را بر معنویات ترجیح میدهند، اشاره دارد.
تلفظ
این واژه از نظر آوایی به صورت شِکَمپَروَر (shekam-parvar) تلفظ میشود. نواخت آن روان است و تکیه بر هجای پایانی قرار دارد.
در جدول
در جدولهای متقاطع، در پاسخ به راهنمای «پرخور» یا «شکمپرست»، واژهٔ «شکم پرور» با ۷ حرف جای میگیرد.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی واژگان مختلفی با توجه به بار معنایی مثبت یا منفی برای این مفهوم وجود دارد؛ Glutton بار منفی پرخوری دارد، در حالی که Epicure بیشتر به کیفیت و لذت بردن از غذای لذیذ اشاره میکند.
به عربی
در زبان عربی صیغههای مبالغه گوناگونی برای نشان دادن شدت شکمبارگی وجود دارد که رایجترین آنها در ادبیات کلاسیک «مبطان» و «اکول» است.
به فارسی
واژهٔ «شکمپرور» یک صفت مرکب فاعلی اصیل فارسی است. واژگان هممعنی آن در زبان فارسی شامل شکمبنده، شکمباره، پرخوار، گرانخوار و شکمو هستند. از نظر ریشهشناسی، این کلمه از دو بخش پهلوی «اشکومب» (شکم) و بن مضارع مصدر پروردن (تغذیه کردن) ساخته شده است. در نقطهٔ مقابل، واژههایی چون کمخوراک، قانع، پارسا و زاهد متضاد آن به شمار میروند.
نماد چیست
در فرهنگ عامه یا اساطیر ایرانی، نماد تصویری یا حیوانی ثبتشده و مستقیمی برای واژهٔ «شکمپرور» وجود ندارد. با این حال، در ادبیات کنایی نمادی از تنپروری، غفلت از معنویت و اسارت در زنجیر خواهشهای نفسانی است. در ادبیات کلاسیک غربی نیز گاهی حیواناتی مانند خوک یا خرس را نماد ملموس شکمبارگی میدانند.
جمعبندی و توضیح کامل شکم پرور
واژهٔ «شکمپرور» یکی از صفات مرکب و اصیل زبان فارسی است که از همنشینی دو جزء «شکم» و «پرور» تشکیل شده و به طور مستقیم به افراط در خوردن و محور قرار دادن لذتهای گوارشی در زندگی اشاره دارد. این واژه در فرهنگ لغات معتبری همچون دهخدا و معین به عنوان مترادف شکمپرست و پرخور ثبت شده و در ادبیات کلاسیک فارسی نیز بارها توسط شاعرانی چون صائب تبریزی برای نکوهش تنپروری و غفلت از امور معنوی به کار رفته است.
از دیدگاه ریشهشناختی، این کلمه پیوند عمیقی با واژگان پهلوی و اوستایی دارد و ساختار فاعلی آن نشاندهندهٔ استمرار یک رفتار (پرورش دادن شکم) است. در بررسیهای تطبیقی، این مفهوم در زبانهای انگلیسی و عربی با کلماتی نظیر Glutton و مبطان همپوشانی دارد. در نهایت، شکمپروری نه تنها یک عادت رفتاری در حوزه تغذیه، بلکه در متون اخلاقی یک نماد کنایی از اسارت در بند شهوات نفسانی محسوب میشود.