یعنی چه
افسانه گویی در اصطلاح به معنای پردازش، بیان و نقل کردن قصهها، حکایتها و روایات تخیلی و قدیمی است. این واژه از دو بخش «افسانه» (به معنی متل و داستان غیرواقعی) و «گویی» (از مصدر گفتن) تشکیل شده و به سنت شفاهی انتقال داستانها اشاره دارد.
تلفظ
تلفظ صحیح این واژه به صورت «اَفسانِه گویی» [afsāne-gūyī] است که در آن حرف اول با فتحه و انتهای بخش اول با مصوت کوتاه خوانده میشود.
در جدول
در کلمات متقاطع، پاسخ دقیق برای این مفهوم خود واژه «افسانه گویی» (۱۰ حرف) است. بسته به تعداد حروف طراح جدول، کلماتی مانند «قصه گویی» یا «روایتگری» نیز کاربرد دارند.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی رایجترین و نزدیکترین معادل برای این واژه Storytelling است. همچنین در متون کهنتر و برای اشاره به نقل اساطیر از واژه Myth-telling استفاده میشود.
به فارسی
واژگان هممعنی و جایگزین فارسی برای این کلمه عبارتند از: قصهگویی، داستانسرایی، روایتگری، نقالی، حکایتسازی و متلگویی. در فرهنگ عامه به آن «اوسنهگویی» نیز میگفتند.
نماد چیست
در نشانهشناسی و ادبیات، افسانهگویی از یک سو نماد هنر رویاپردازی، خلاقیت ذهنی و پاسداری از میراث و فرهنگ شفاهی پیشینیان است؛ از سوی دیگر، در برخی متون کنایه از سرگرمیهای بیهوده، وقتگذرانی و غفلت از واقعیتهای ملموس زندگی به شمار میرود.
جمعبندی و توضیح کامل افسانه گویی
افسانه گویی یکی از کهنترین سنتهای بشری است که ریشه در نیاز انسان به انتقال تجربه، سرگرمی و آموزش از طریق تخیل دارد. این واژه حاصل مصدر مرکب است که بخش نخست آن یعنی «افسانه» در زبان پهلوی به صورت افسان یا افسون بوده و با مفهوم آواز خواندن و سحر کردن پیوند دارد و بخش دوم آن از فعل گفتن میآید.
در فرهنگ اسلامی و متن قرآن کریم، اگرچه خود این ترکیب مستقیماً نیامده، اما مفهوم آن تحت عنوان «اساطیر الاولین» (افسانههای پیشینیان) مطرح شده است؛ عبارتی که مخالفان برای انکار وحی و متهم کردن پیامبر اسلام به کار میبردند. امروزه این واژه هم در معنای مثبت ادبی (حفظ فولکلور و روایتگری) و هم در معنای کنایی (حرفهای بیاساس و دور از واقعیت) استفاده میشود.