یعنی چه
شاکله به معنای شکل، هیئت، ساختار، شالوده و چارچوب هر چیز است. در روانشناسی و فلسفه، این واژه به ذات، سرشت، خلقوخو، منش و بافت روحی-شخصیتی انسان اشاره دارد؛ یعنی مجموعه عادات، تربیت و ویژگیهایی که جهتدهنده رفتارهای فرد هستند.
تلفظ
تلفظ صحیح این واژه به صورت «شاکِله» (šākele) با کسر حرف «ک» و سکون یا های بیان حرکت در انتهای واژه است.
در جدول
در جدولهای متقاطع، در پاسخ به راهنماهایی چون «ساختار»، «شالوده»، «پیکره» یا «خلقوخو»، واژه ۵ حرفی «شاکله» مد نظر است.
به انگلیسی
بسته به متن، واژه شاکله در انگلیسی به کلماتی که مفهوم ساختار فیزیکی یا ساختار شخصیتی را میرسانند ترجمه میشود.
به فارسی
معادلهای دقیق فارسی واژه شاکله شامل واژگانی چون ساختار، شالوده، پیکره، چارچوب، منش، خمیرمایه، سجیه، سرشت و ذات هستند.
در قرآن
این واژه به صورت مستقیم در آیه ۸۴ سوره اسراء آمده است: «قُلْ كُلٌّ يَعْمَلُ عَلَىٰ شَاكِلَتِهِ» (بگو: هر کس طبق روش، خلقوخو و ساختار روانی خود عمل میکند). در تفاسیر، شاکله در این آیه به بافت روحی، نیت، مذهب و عاداتی که جهتدهنده رفتار انسان است معنا شده است.
نماد چیست
برای واژه شاکله نماد تصویری یا باستانی رسمی وجود ندارد؛ اما در روانشناسی و ادبیات مدرن، گاهی از «ریشه و تنه یک درخت» یا «فونداسیون (پی) یک سازه» به عنوان نماد مفهومی شاکله یاد میشود که اساس و جهتدهنده بقیه اجزاست.
جمعبندی و توضیح کامل شاکله
واژه «شاکله» ریشهای عربی دارد و از ماده «ش ک ل» گرفته شده است. جالب اینکه ریشه دقیق آن به «شِکال» بازمیگردد؛ طنابی که با آن پای چهارپا را میبندند تا حرکتش محدود شود. از همین رو، در مفهوم روانشناختی و انسانی، شاکله به عادات، اخلاقیات و ویژگیهای وراثتی و تربیتی گفته میشود که چارچوب رفتاری انسان را محدود و او را به مسیر خاصی هدایت میکند.
امروزه این واژه در زبان فارسی کاربرد گستردهای در متون تحلیلی، فلسفی و جامعهشناختی دارد. وقتی از شاکله یک جامعه، سازمان یا شخصیت یک فرد صحبت میشود، منظور همان ساختار بنیادین، خمیرمایه و پیرنگی است که هویت اصلی آن پدیده را شکل میدهد و تمام کنشها و واکنشها بر اساس آن استوار است.