یعنی چه
این عبارت ترکیبی از دو گروه منحرف را توصیف میکند: اول «مغضوب علیهم» که به معنای خشمیافتگان است؛ یعنی کسانی که حق را شناختند اما از روی لجاجت و عناد با آن دشمنی کردند. دوم «والضالین» که به معنی گمراهان است؛ یعنی کسانی که از مسیر صحیح و صراط مستقیم منحرف و سرگردان شدهاند.
تلفظ
تلفظ صحیح و روان این عبارت قرآنی به صورت مَغْضُوبِ عَلَیْهِمْ وَ لَا الضَّالِّینَ (maghżūbi ‘alayhim wa lad-đāllīn) است که در قرائت نماز با رعایت قواعد تجوید و مدّ لازم در کلمه ضالین خوانده میشود.
در جدول
در جدولهای متقاطع و شرح در متن، این عبارت به عنوان پاسخ برای پرسشهایی نظیر «آیه پایانی سوره حمد» یا «خشمیافتگان و گمراهان در قرآن» استفاده میشود و تعداد حروف دقیق آن بدون احتساب فواصل ۱۸ حرف است.
به انگلیسی
در ترجمههای انگلیسی قرآن کریم، برای رساندن مفهوم این عبارت اغلب از تعابیری همچون کسانی که دچار خشم شدهاند و کسانی که گمراه هستند استفاده میشود.
به عربی
این عبارت اصالتاً بخشی از متن وحی به زبان عربی است که در آن «مغضوب» اسم مفعول از ریشه غضب و «ضالین» اسم فاعل جمع مذکر سالم از ریشه ضلالت است.
به فارسی
معادل دقیق و روان این عبارت در زبان فارسی «مورد خشم قرار گرفتگان و گمشدگان (راه راست)» یا به اختصار «خشمیافتگان و منحرفان» ترجمه میشود.
در قرآن
این ترکیب دقیقاً در آخرین آیه از سوره مبارکه فاتحه آمده است. در تفاسیر بزرگ مانند نمونه و المیزان، مغضوبین به انسانهای لجوج و معاند (مانند منافقان) و ضالین به گمراهان عادی تشبیه شدهاند که در احادیث نیز مصداق بارز آنها به ترتیب به منحرفان یهود و نصارا تطبیق داده شده است.
جمعبندی و توضیح کامل مغضوب علیهم والضالین
عبارت «مغضوب علیهم والضالین» آیه پایانی سوره حمد و یکی از کلیدیترین مفاهیم تربیتی و معرفتی در قرآن کریم است. این عبارت در حقیقت به دو جریان بزرگ انحرافی در طول تاریخ اشاره دارد که در برابر «صراط مستقیم» و کسانی که مشمول نعمت الهی شدهاند قرار میگیرند. مسلمانان روزانه در نمازهای خود با تکرار این آیه، از خداوند میخواهند که آنها را از پیمودن راه این دو گروه دور نگه دارد.
از نظر تفسیری و ریشهشناسی، «مغضوب علیهم» کسانی هستند که با وجود شناخت حقیقت، بر اساس لجاجت، تکبر و منافع شخصی با آن به دشمنی برخاستند و به همین دلیل سزاوار خشم الهی شدند؛ در حالی که «ضالین» به افرادی اشاره دارد که به علت جهل، غفلت و بیراهه رفتن، دچار سرگردانی شده و از مسیر هدایت فاصله گرفتهاند. این تفکیک دقیق نشان میدهد که انحراف انسانها همواره از یک جنس نیست و میتواند ناشی از عناد یا نادانی باشد.